جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۸٬۴۴۳ نتیجه برای «غم» · صفحهٔ ۱۳۶ از ۷۰۴
- غزل شمارهٔ ۲۳۲۸ جلال الدین محمد مولویتو بیش کنی کم را از دل ببری غم رااز رخ ببری زردی فی لطف امان الله
- غزل شمارهٔ ۲۳۳۰ جلال الدین محمد مولویای یوسف عیسی دم با زر غم و بیزر غمپیش آر تو جام جم والله که توی سرده
- غزل شمارهٔ ۲۳۴۳ جلال الدین محمد مولویگهی چون چاره غمها را بسوزیگهی گویی که این غم را چه چاره
- غزل شمارهٔ ۲۳۷۴ جلال الدین محمد مولوینبود هیچ غری را غم دلاله و شاهدنبود هیچ کلی را غم شانه گر و شانه
- غزل شمارهٔ ۲۳۷۶ جلال الدین محمد مولویصنما از آنچ خوردی بهل اندکی به ما دهغم تو به توی ما را تو به جرعهای صفا ده
- غزل شمارهٔ ۲۳۷۷ جلال الدین محمد مولویتا بداند که شب ما به چه سان میگذردغم عشقش ده و عشقش ده و بسیارش ده
- غزل شمارهٔ ۲۳۸۶ جلال الدین محمد مولویجانی که غم فزودی از شمس حق تبریزنو نو طرب فزاید بیکهنههای دینه
- غزل شمارهٔ ۲۳۹۹ جلال الدین محمد مولویگه در کفم فشاری گه زیر پا به هر غمزیرا که مینگردد انگور نافشرده
- غزل شمارهٔ ۲۴۰۲ جلال الدین محمد مولویباده بده ساقیا عشوه و بادم مدهوز غم فردا و دی هیچ به یادم مده
- غزل شمارهٔ ۲۴۰۷ جلال الدین محمد مولویز بحر غم به کناری رسم عجب روزیز موج لطف و کرم لا اله الا الله
- غزل شمارهٔ ۲۴۱۵ جلال الدین محمد مولویمرا چو نی بنوازید شمس تبریزیبهانه بر نی و مطرب ز غم خروشیده
- غزل شمارهٔ ۲۴۵۲ جلال الدین محمد مولویای دل نگویی چون شدی ور عشق روزافزون شدیگاهی ز غم مجنون شدی گاهی ز محنت خون شدی
