جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۹٬۶۵۱ نتیجه برای «دو» · صفحهٔ ۱٬۳۷۰ از ۱٬۶۳۸
- بخش ۵۶ - به حیلت در سخن آوردن سایل آن بزرگ را کی خود را دیوانه ساخته بود جلال الدین محمد مولویآن یکی میگفت خواهم عاقلیمشورت آرم بدو در مشکلی
- بخش ۱۱۳ - حکایت شیخ محمد سررزی غزنوی قدس الله سره جلال الدین محمد مولویسیف و خنجر چون علی ریحان اونرگس و نسرین عدوی جان او
- بخش ۱۵ - حکایت پاسبان کی خاموش کرد تا دزدان رخت تاجران بردند به کلی بعد از آن هیهای و پاسبانی میکرد جلال الدین محمد مولویپس بدو گفتند ای حارس بگوکه چه شد این رخت و این اسباب کو
- بخش ۱۷۳ - دادن شاه گوهر را میان دیوان و مجمع به دست وزیر کی این چند ارزد و مبالغه کردن وزیر در قیمت او و فرمودن شاه او را کی اکنون این را بشکن و گفت وزیر کی این را چون بشکنم الی آخر القصه جلال الدین محمد مولویدست کی جنبد مرا در کسر اوکه خزینهٔ شاه را باشم عدو
- بخش ۱۱۰ - دوم بار آمدن روبه بر این خر گریخته تا باز بفریبدش جلال الدین محمد مولوییا چو دیوی کو عدوی جان ماستنارسیده زحمتش از ما و کاست
- بخش ۱۲ - معالجه کردن برادر دباغ دباغ را به خفیه به بوی سرگین جلال الدین محمد مولویدیگ ز آتش شد سیاه و دودفامگوشت از سختی چنین ماندست خام
- بخش ۱۸ - سخن دقیقی ابوالقاسم فردوسیهمیدون ببستند پیمان برینکه گر تیغ دشمن بدرد زمین
- پادشاهی پوران دخت ابوالقاسم فردوسیز کشور کنم دور بدخواه رابر آیین شاهان کنم گاه را
- بخش ۱ - آغاز داستان ابوالقاسم فردوسیبخندد همی بلبل از هر دوانچو بر گل نشیند گشاید زبان
- بخش ۹ ابوالقاسم فردوسیکه با کوههٔ زین تنش را بدوختروانش ز پیکان او برفروخت
- بخش ۱۹ ابوالقاسم فردوسیبدو گفت کاووس کز انجمناگر زنده ماند چنان پیلتن
- بخش ۳۳ ابوالقاسم فردوسیبدو گفت کای پیر پاکیزه مغزهمه رای و گفتارهای تو نغز
