جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۳٬۸۳۷ نتیجه برای «آخر» · صفحهٔ ۱۴۱ از ۳۲۰
- غزل شمارهٔ ۱۹۱۸ جلال الدین محمد مولویخیالش دید جانم گفت آخربه هجرت میخورم من نار میبین
- غزل شمارهٔ ۱۹۳۷ جلال الدین محمد مولویآخر ای تبریز جان اندر نجوم دل نگرتا ببینی شمس دنیا را تو عکس شمس دین
- غزل شمارهٔ ۱۹۷۵ جلال الدین محمد مولویگر همه معنی است پس این چهره چون ماه چیستصورتش چون گویم آخر چون همه معنی است آن
- غزل شمارهٔ ۱۹۹۲ جلال الدین محمد مولویاول و آخر تو عشق ازل خواهد بودچون زن فاحشه هر شب تو دگر شوی مکن
- غزل شمارهٔ ۲۰۲۸ جلال الدین محمد مولویبس کن ز گفتن آخر کان دم بود بریدهکز تاسه نبود آخر گفتار تا به گردن
- غزل شمارهٔ ۲۰۴۱ جلال الدین محمد مولویخاموش باش و صابر عبرت بگیر آخرخامش شدهست و گریان خارا که همچنین کن
- غزل شمارهٔ ۲۰۴۴ جلال الدین محمد مولویدر مطبخ خدا اگرت قوت روح نیستآنگاه سر در آخُر این گوسفند کن
- غزل شمارهٔ ۲۱۵۵ جلال الدین محمد مولویور دو هزار سال تو در پی سایه میدویآخر کار بنگری تو سپسی و پیش او
- غزل شمارهٔ ۲۱۶۲ جلال الدین محمد مولویسماع گوش من نامت سماع هوش من جامتعمارت کن مرا آخر که ویرانم به جان تو
- غزل شمارهٔ ۲۲۶۴ جلال الدین محمد مولویای فارس این میدان میگرد تو سرگردانآخر نه کم از چرخی در خدمت آن مه رو
- غزل شمارهٔ ۲۲۹۷ جلال الدین محمد مولویفلک از خوف دل کم زد دو دست خویش بر هم زدکه از من کس نرست آخر چگونه رست اندیشه
- غزل شمارهٔ ۲۳۰۹ جلال الدین محمد مولویسَرمستِ چنان خوبی، کی کم بُوَد از چوبی؟برخاست فَغان آخر، از اُستُنِ حَنّانه
