جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۲٬۳۸۸ نتیجه برای «بد» · صفحهٔ ۱۴۳ از ۱٬۰۳۳
- بخش ۶۸ - فرستادن عزرائیل ملک العزم و الحزم را علیهالسلام ببر گرفتن حفنهای خاک تا شود جسم آدم چالاک عیلهالسلام و الصلوة جلال الدین محمد مولویگفت نتوانم بدین افسون که منرو بتابم ز آمر سر و علن
- بخش ۱۳۷ - رجوع کردن به قصهٔ پروردن حق تعالی نمرود را بیواسطهٔ مادر و دایه در طفلی جلال الدین محمد مولویپس بدادش شیر و خدمتهاش کردتا که بالغ گشت و زفت و شیرمرد
- بخش ۱۴۵ - حکایت آن امیر کی غلام را گفت کی می بیار غلام رفت و سبوی می آورد در راه زاهدی بود امر معروف کرد زد سنگی و سبو را بشکست امیر بشنید و قصد گوشمال زاهد کرد و این قصد در عهد دین عیسی بود علیهالسلام کی هنوز می حرام نشده بود ولیکن زاهد تقزیزی میکرد و از تنعم منع میکرد جلال الدین محمد مولویاز فلان راهب که دارد خمر خاصتا ز خاص و عام یابد جان خلاص
- بخش ۹۶ - تفسیر ما شاء الله کان جلال الدین محمد مولویاین قدر ارشاد تو بخشیدهایتا بدین بس عیب ما پوشیدهای
- بخش ۱۱ - مدافعهٔ امرا آن حجت را به شبههٔ جبریانه و جواب دادن شاه ایشان را جلال الدین محمد مولویجرم خود را بر کسی دیگر منههوش و گوش خود بدین پاداش ده
- بخش ۴ - بازگشتن به حکایت پیل جلال الدین محمد مولویآنک یابد بوی حق را از یمنچون نیابد بوی باطل را ز من
- بخش ۹۱ - یافته شدن گوهر و حلالی خواستن حاجبکان و کنیزکانِ شاهزاده از نصوح جلال الدین محمد مولویبعد از آن خوفی هلاک جان بدهمژدهها آمد که اینک گم شده
- بخش ۳۳ - پیدا شدن استارهٔ موسی علیه السلام بر آسمان و غریو منجمان در میدان جلال الدین محمد مولویهمچو اصحاب عزا آوازشانبُد گرفته از فغان و سازشان
- بخش ۱۲۹ - جواب آن مثل کی منکران گفتند از رسالت خرگوش پیغام به پیل از ماه آسمان جلال الدین محمد مولویصد هزاران شهر را خشم شهانسرنگون کردست ای بد گمرهان
- بخش ۲۲ - تخلیط وزیر در احکام انجیل جلال الدین محمد مولویتا که عجزِ خود بینیم اندر آنقدرت او را بدانیم آن زمان
- بخش ۱۲۵ - جواب گفتن انبیا طعن ایشان را و مثل زدن ایشان را جلال الدین محمد مولویچه شرف یابد ز کشتی بحر درخاصه کشتیی ز سرگین گشته پر
- بخش ۱۳۵ - و همچنین قد جف القلم یعنی جف القلم و کتب لا یستوی الطاعة والمعصیة لا یستوی الامانة و السرقة جف القلم ان لا یستوی الشکر و الکفران جف القلم ان الله لا یضیع اجر المحسنین جلال الدین محمد مولویچون بدزدد دست شد جف القلمخورد باده مست شد جف القلم
