جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۸٬۰۰۳ نتیجه برای «دم» · صفحهٔ ۱٬۴۶۸ از ۱٬۵۰۱
- شمارهٔ ۵ - در مدح ملک الوزراء مختار الدین خاقانی شروانیکاش در عالم دو یکدل دیدمیتا دل از عالم بدان دربستمی
- شمارهٔ ۳۳ - در مدح خاقان کبیر ابوالمظفر اخستان شروان شاه و ملکه خاقانی شروانیجنسی که من از جهان ندیدمپیش از من هم جهان ندیده است
- شمارهٔ ۱۲۵ - این قصیدهٔ بر بدیهه در ساحل باکو به نزدیک آتش خودسوز در وصف شکار کردن خاقان اکبر منوچهر شروان شاه خاقانی شروانیدل خاک پای او شد شستم به هفت آبشجان صید زلفش آمد دیدم به هفت حالش
- قصیدهٔ شمارهٔ ۹ - در ستایش شاه طهماسب وحشی بافقینیست فرق از وجود تا به عدمقهرش آنجا که قهرمان باشد
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴ - در ستایش شاه غیاث الدین محمد میرمیران وحشی بافقیساعتی کان ساعت ار آید برون از بیضه بومبر دمد پر همایش از یمین و از یسار
- قصیدهٔ شمارهٔ ۳۴ - در ستایش بکتاش بیگ حکمران کرمان وحشی بافقیضمیرت گر بر افروزد چراغ مردم دیدهنماند در فروغ روی او از خویشتن پنهان
- بخش ۲۵ - در بیان گرفتاری فرهاد به کمند عشق شیرین وحشی بافقینشایم خدمتی را ور توانمکلاه فخر بر گردون رسانم
- بخش ۵۷ - نمودار میشود روح ناصر خسرو علوی و غزلی مستانه سرائیده غائب میشود اقبال لاهوریچون بروید آدم از مشت گلیبا دلی، با آرزوی در دلی
- شمارهٔ ۳ - مجلس سوم سعدی شیرازیمهتر عالم و سید بنیآدم صلی الله علیه و سلم چنین میفرماید که هر کس که بامداد سر از جامه خواب بردارد و غم دین بود که در دل او بود، و اندوه اسلام بود که در سینهٔ او بود، و عشق حق تعالی بود که در جان او باشد، حق جل و علا ب …
- شمارهٔ ۵ - در تربیت یکی از ملوک گوید سعدی شیرازی… بدن و نادان سری باشد که بدن خود را به دندان خود پاره کند. و باید که مردم خردمند پرورد، و خدمتکاران قدیم را حق فرامش نکند، و آثار بزرگان پیش محو نگرداند، و با دونان و بیهنران ننشیند و غم حال از آن بیشتر خورد که از آن سال …
- فصل پنجاه و هشتم - گفت که آن منجّم میگوید که غيرافلاک جلال الدین محمد مولوی… َهد هیچ سپری و جوشنی مانع آن نگردد ازین رو شادم. علم اگر به کلّی در آدمی بودی و جهل نبودی آدمی بسوختی و نماندی پس جهل مطلوب آمد ازین رو که بقای وجود به وی است و علم مطلوب است از آن رو که وسیلت است به معرفت. باری پس هر …
- بخش ۷۳ - فیما یرجی من رحمة الله تعالی معطی النعم قبل استحقاقها و هو الذی ینزل الغیث من بعد ما قنطوا و رب بعد یورث قربا و رب معصیة میمونة و رب سعادة تاتی من حیث یرجی النقم لیعلم ان الله یبدل سیاتهم حسنات جلال الدین محمد مولوینقد نیکو شادمان و ناز نازنقد قلب اندر زحیر و در گداز
