جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۹٬۶۵۱ نتیجه برای «دو» · صفحهٔ ۱٬۵۰۹ از ۱٬۶۳۸
- حکایت شمارهٔ ۱۳ سعدی شیرازی… ه فرمودی از زجر و منع، مناسبِ حال اربابِ همّت نیست، یکی را به لطف اومیدوار گردانیدن و باز به نومیدی خسته کردن.
- حکایت شمارهٔ ۱۷ سعدی شیرازیبامدادان که عزم سفر مُصمَّم شد، گفته بودندش که فلان، سعدیست. دوان آمد و تَلطُّف کرد و تأسّف خورد که چندین مدت چرا نگفتی منم؟ تا شُکرِ قُدومِ بزرگان را میانْ به خدمت ببستمی؛ گفتم:
- حکایت شمارهٔ ۱۸ سعدی شیرازیبه دوستی که حرام است بعد از او صحبتکه هیچ نطفه چنو آدمی نخواهد بود
- حکایت شمارهٔ ۲۲ سعدی شیرازیآوردهاند که در مصر اَقاربِ درویش داشت. به بقیّتِ مالِ او توانگر شدند و جامههای کهن به مرگِ او بدریدند و خَزّ و دِمیاطی بریدند. هم در آن هفته یکی را دیدم از ایشان بر بادپایی روان، غلامی در پی دوان.
- حکایت شمارهٔ ۲۸ سعدی شیرازییکی را از ملوک مدّتِ عمر سپری شد؛ قایممقامی نداشت؛ وصیّت کرد که بامدادان نخستین کسی که از در شهر اندر آید، تاج شاهی بر سر وی نهند و تفویضِ مملکت بدو کنند.
- قصیدهٔ شمارهٔ ۳۵ - در تنبیه و موعظه سعدی شیرازیما لَکَ فِی الْخَیمةِ مُسْتَلْقیاً؟وَ انْتَهَضَ الْقَومُ وَ شَدُّوا الرِّحال
- حکایت شمارهٔ ۴۰ سعدی شیرازیهرگز آن را به دوستی مپسند که رود جایِ ناپسندیده
- غزل شمارهٔ ۲۲۵ سعدی شیرازیرضوان مگر سراچهٔ فردوس برگشادکاین حوریان به ساحت دنیا خزیدهاند!
- غزل شمارهٔ ۲۹۳ سعدی شیرازیباغ فردوس است؛ گلبرگش نخوانم یا بهارجان شیرین است؛ خورشیدش نگویم یا قمر
- غزل شمارهٔ ۳۸۳ سعدی شیرازیگر به دوری سفر از تو جدا خواهم ماندشرم بادم که همان سعدی کوتهنظرم
- در مرثیهٔ عز الدین احمد بن یوسف سعدی شیرازیدود دل از دریچه برآمد که دود دیگهرگز چنین نبود که تا آسمان برفت
- بخش ۵ - حکایت در معنی ادراک پیش از فوت سعدی شیرازیشبی خوابم اندر بیابان فیدفرو بست پای دویدن به قید
