جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۲۳٬۴۷۵ نتیجه برای «دل» · صفحهٔ ۱٬۵۱۶ از ۱٬۹۵۷
- بخش ۵۸ - صفت شهر مکه شرفها الله تعالی ناصرخسرو قبادیانی… یخ که ما آن جا بودیم تهی بودند، و یکی که امیر عدن بود و او را پسر شاد دل میگفتند آبی در زیر زمین به مکه آورده بود و اموال بسیار بر آن صرف کرده و در عرفات بر آن کشت و زرع کرده بودند و آن آب را بر آن جا بسته بودند و پالیز …
- بخش ۷۵ - صف شصت و یکم ناصرخسرو قبادیانی… ان اند که ایشان هر یکی روزی بودند مر خلق را تا خلق بدیشان بدیدند بچشم دل مر عالم روحانی را ، همچنانک ببینند بچشم سر بروشنایی روز مر عالم جسمانی را ، و بآسمانها مر منزلهای پیامبران را خواست و بزمین مرتبت و صایت را ، و بد …
- شمارهٔ ۸۲ - این قصیدهٔ به نام کنز الرکاز است و خاقانی آن را در ستایش پیغمبر اکرم و در جوار تربت مقدس آن حضرت سروده است خاقانی شروانیخاکیان را ز دل گرم روان آتش عشقباد سرد از سر خوناب سویدا شنوند
- شمارهٔ ۱۴۸ - در شکایت از روزگار و مدح پیغمبر بزرگوار و یاد از کعبهٔ معظمه خاقانی شروانیدلهای گرم تب زده را شربتی کنمز آن خوش دمی که صبحدم آسا برآورم
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹ - در ستایش میرمیران وحشی بافقیحبذا این دراز دستی عدلکش سر چرخ هست در چنبر
- در ستایش شاه غیاثالدین و شهزادگان وحشی بافقیعکس هر رازی که در دل بگذرد آید پدیدحوضهٔ آیینه کردار تو از فرط صفا
- بخش ۳۲ - در اظهار نمودن شیرین محبت خویش را به آن غمین مهجور وحشی بافقیچو بیخود از دلی آهی برآیددرون تیرگی ماهی برآید
- بخش ۲ - تمهید اقبال لاهوریساقیا برخیز و می در جام کنمحو از دل کاوش ایام کن
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱ سعدی شیرازیارباب شوق در طلبت بیدلند و هوشاصحاب فهم در صفتت بیسرند و پا
- بخش ۱۵ - حکایت سفر هندوستان و ضلالت بت پرستان سعدی شیرازیطمع کرده رایان چین و چگلچو سعدی وفا ز آن بت سخت دل
- بخش ۵۹ - داستان آن کنیزک کی با خر خاتون شهوت میراند و او را چون بز و خرس آموخته بود شهوت راندن آدمیانه و کدویی در قضیب خر میکرد تا از اندازه نگذرد خاتون بر آن وقوف یافت لکن دقیقهٔ کدو را ندید کنیزک را به بهانه به راه کرد جای دور و با خر جمع شد بیکدو و هلاک شد به فضیحت کنیزک بیگاه باز آمد و نوحه کرد که ای جانم و ای چشم روشنم کیر دیدی کدو ندیدی ذکر دیدی آن دگر ندیدی کل ناقص ملعون یعنی کل نظر و فهم ناقص ملعون و اگر نه ناقصان ظاهر جسم مرحوماند ملعون نهاند بر خوان لیس علی الاعمی حرج نفی حرج کرد و نفی لعنت و نفی عتاب و غضب جلال الدین محمد مولویمیل شهوت کر کند دل را و کورتا نماید خر چو یوسف نار نور
- مناجات جلال الدین محمد مولوی… اک از آسیب چنگال گربهٔ شهوت نگاه دار. ماهرویان عمل، کاهربایی دارند در دل ما، خداوندا! ما را هنگی و قوتی بخش تا ربوده نشود. تن شوره گشتهٔ ما راکه از آب شور حرص، شوره گشته است، به توفیق مجاهده، پاک و طیب گردان. دل ما راکه …
