جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۹٬۶۵۱ نتیجه برای «دو» · صفحهٔ ۱۵۲ از ۱٬۶۳۸
- غزل شمارهٔ ۲۱۵۶ جلال الدین محمد مولوینور دو چشم و نور مه چون برسد یکی شودتو چو مهی به جان من من بصرم به جان تو
- غزل شمارهٔ ۲۱۵۹ جلال الدین محمد مولویباده چو هست ای صنم بازمگیر و نی مگوعرضه مکن دو دست تی پر کن زود آن سبو
- غزل شمارهٔ ۲۱۶۷ جلال الدین محمد مولویدو چشمم خیره در رویت گهی چوگان گهی گویتتوی حیران توی چوگان توی دو چشم روشن تو
- غزل شمارهٔ ۲۱۸۴ جلال الدین محمد مولوییکی بوسه قضاگردان جانتاز آن دو لعل شکربار از این سو
- غزل شمارهٔ ۲۱۸۷ جلال الدین محمد مولویز باغ جان دو سه گلدسته بربندحکایتهای آن گلزار برگو
- غزل شمارهٔ ۲۱۹۰ جلال الدین محمد مولویدارد دو هزار سحر مطلقوای ار آرد به ساحری رو
- غزل شمارهٔ ۲۱۹۷ جلال الدین محمد مولویای طبیب عاشقان این جمله بیماریمهست زان دو نرگس بیمار تو بیمار تو
- غزل شمارهٔ ۲۱۹۸ جلال الدین محمد مولویخشم هرگز برنخیزد جز ز کبر و ما و منهر دو را چون نردبان زیر آر و بر افلاک شو
- غزل شمارهٔ ۲۲۱۲ جلال الدین محمد مولویتو اگرچه سخت مستی برسان قدح به چستیمشکن تو شیشه گرچه دو هزار کف بخست او
- غزل شمارهٔ ۲۲۱۴ جلال الدین محمد مولویخنک آن دم که نشینیم در ایوان، من و توبه دو نقش و به دو صورت به یکی جان، من و تو
- غزل شمارهٔ ۲۲۲۲ جلال الدین محمد مولویسر عثمان تو مست است بر او ریز کدوچون عمر محتسبی دادکنی این جا کو
- غزل شمارهٔ ۲۲۳۵ جلال الدین محمد مولویگفتم بدو چه باخبری از ضمیر جانجان و جهان چه بیخبرند از جهان تو
