جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۶٬۱۱۳ نتیجه برای «درد» · صفحهٔ ۱۵۷ از ۵۱۰
- شمارهٔ ۶۷۳ جامیچو همدردی نمی یابم که گویم درد خود با اوگهی با یاد مجنون گه به فکر کوهکن باشم
- شمارهٔ ۶۷۶ جامیدوای درد دل خواهم ازان خاک سم اسپشبه دیده گل کنم بر سینه اندوهگین مالم
- شمارهٔ ۶۷۹ جامیبه کنج محنت و اندوه جامی جان دهد آخرچنین کز درد هجران هر زمان حالش بتر بینم
- شمارهٔ ۶۸۱ جامیمرا حال دل آواره خود یاد می آیدز درد عاشقی هر جا دلی غمناک می بینم
- شمارهٔ ۶۸۴ جامیدرد عشقت ساخت روی خاکساران را چو زریعنی اکسیر وجودم خاک را زر میکنم
- شمارهٔ ۶۸۹ جامیبوالعجب کاری که خلقی در پی درمان منمن به فکر آنکه هر دم درد خویش افزون کنم
- شمارهٔ ۶۹۳ جامیاز درد تو داغی ست کهن بر دل ریشمتدبیر مداوا چه کنم چون نتوانم
- شمارهٔ ۶۹۶ جامیجامیا روی خلاصی چون بود چون درد عشقمیرود پیش از من بیچاره هرجا میشوم
- شمارهٔ ۷۰۱ جامیکی بود کی که ازین سوز درون باز رهمیا ازین درد و غم روز فزون باز رهم
- شمارهٔ ۷۰۲ جامیهر دم ز تو بر سینه صد داغ جفا خواهمبا درد تو خو دارم حاشا که دوا خواهم
- شمارهٔ ۷۰۸ جامیز هجران بود گریه پیشتر از وعده وصلتکنون از درد و داغ انتظار خویشتن گریم
- شمارهٔ ۷۳۳ جامیحاصل بی حاصلان چیست جدا از درتجانی و صد گونه درد چشمی و صد قطره خون
