جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۹٬۶۵۱ نتیجه برای «دو» · صفحهٔ ۱۶۱ از ۱٬۶۳۸
- غزل شمارهٔ ۲۹۷۸ جلال الدین محمد مولویای دل تو هر چه هستی دانم که این زمانخورشیدوار پرده افلاک میدری
- غزل شمارهٔ ۲۹۸۰ جلال الدین محمد مولویاندر دو چشم کور درآیی نظر دهیو اندر دهان گنگ درآیی زبان شوی
- غزل شمارهٔ ۲۹۸۶ جلال الدین محمد مولوییا دوست دوستی تو و یا نیک دشمنییا در میان هر دو تو شکل میانهای
- غزل شمارهٔ ۲۹۹۰ جلال الدین محمد مولویتا آدمی است آدمی و تا ملک ملکبستهست چشم هر دو از آن جان و دلبری
- غزل شمارهٔ ۲۹۹۱ جلال الدین محمد مولویتا دست و پا نهاد دو زلف تو کفر راهر دم بمیرد ایمان در پای کافری
- غزل شمارهٔ ۲۹۹۹ جلال الدین محمد مولویخونم فسرده شد به دل اندر چو ناردانگخونش چنین دود چو دل نار بشکنی
- غزل شمارهٔ ۳۰۰۵ جلال الدین محمد مولویدو چشم را تو ناظر هر بینظر مکندر ناظری گریز و ازو آن خویش جوی
- غزل شمارهٔ ۳۰۱۰ جلال الدین محمد مولویباد صبا سوی عشق این دو رسالت ببرتا شوم از سعی تو پاک ز تردامنی
- غزل شمارهٔ ۳۰۱۷ جلال الدین محمد مولویمصحف عشق تو را دوش بخواندم به خوابآه که چه دیوانه شد جان من از سورهای
- غزل شمارهٔ ۳۰۲۰ جلال الدین محمد مولویراست چرا بنگرد سوی چپ خویش خوارهر دو چو دست تواند چه ثمنی چه دنی
- غزل شمارهٔ ۳۰۳۱ جلال الدین محمد مولویدر دل عشاق فخر و ملک دو عالمننگ بود عار همچنانک تو دیدی
- غزل شمارهٔ ۳۰۳۳ جلال الدین محمد مولویچند دویدم سوی افندیشکر که دیدم روی افندی
