جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۲۳٬۴۷۵ نتیجه برای «دل» · صفحهٔ ۱٬۷۰۸ از ۱٬۹۵۷
- غزل شمارهٔ ۲۹۹۱ جلال الدین محمد مولویچون مر تو را نیابد در جان و جا دلمگشتم هزار بار من از جان و جا بری
- غزل شمارهٔ ۳۰۱۷ جلال الدین محمد مولویپیش طبیب دو کون رفتم بیمار عشقنبض دلم میجهید در کف قارورهای
- غزل شمارهٔ ۳۰۲۱ جلال الدین محمد مولویشیردلا صد هزار شیردلی کردهایدر کرم از آفتاب نیز سبق بردهای
- غزل شمارهٔ ۳۰۵۷ جلال الدین محمد مولویاگر ز حلقه این عاشقان کران گیریدلت بمیرد و خوی فسردگان گیری
- غزل شمارهٔ ۳۰۷۰ جلال الدین محمد مولویاگر دلت به بلا و غمش مشرح نیستیقین بدانک تو در عشق شاه مختصری
- غزل شمارهٔ ۳۰۷۶ جلال الدین محمد مولویجهان ز نور تو ناچیز شد، چه چیزی تو؟طلسم دلبرییی یا تو گنج جانانی؟
- غزل شمارهٔ ۳۰۸۲ جلال الدین محمد مولویطبیب فقر بجست و گرفت گوش دلمکه مژده ده که ز رنج وجود وارستی
- غزل شمارهٔ ۳۰۸۷ جلال الدین محمد مولویبه دست دلبر اگر عاشقی زبون باشدز عشق و عقل ویست آن نه از سبکساری
- غزل شمارهٔ ۳۰۹۱ جلال الدین محمد مولویاگر تو رند تمامی ز احمقان بگریزگشا دو چشم دلت را به نور لم یزلی
- غزل شمارهٔ ۳۱۰۲ جلال الدین محمد مولویبرست جان و دلم از خودی و از هستیشدست خاص شهنشاه روح در مستی
- غزل شمارهٔ ۳۱۱۳ جلال الدین محمد مولویچو تو عقل داری، بگریز از منهله دور از من، مکن این دلیری
- غزل شمارهٔ ۳۱۲۶ جلال الدین محمد مولویدلم چون ستاره شبی در نظارهبه هر برج میشد به چرخ معانی
