جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۲۷٬۰۰۰ نتیجه برای «نی» · صفحهٔ ۱٬۹۵۴ از ۲٬۲۵۰
- بخش ۷۹ - آواز دادن هاتف مر طالب گنج را و اعلام کردن از حقیقت اسرار آن جلال الدین محمد مولویترک این سخته کمانی رو بگودر کمان نه تیر و پریدن مجو
- بخش ۲ - هلال پنداشتن آن شخص خیال را در عهد عمر رضی الله عنه جلال الدین محمد مولویچونکه او تر کرد ابرو، مه ندیدگفت ای شه نیست مه شد ناپدید
- بخش ۱۴۰ - حکایت جوحی کی چادر پوشید و در وعظ میان زنان نشست و حرکتی کرد زنی او را بشناخت کی مردست نعرهای زد جلال الدین محمد مولویگفت جوحی زود ای خوهر ببینعانهٔ من گشته باشد این چنین
- سوم جلال الدین محمد مولویماه اگر سجده نیارد پیش روی آن مهمرو سیاه هر دو عالم دان تو روی ماه را
- بخش ۱۳۸ - باز جواب انبیا علیهم السلام جلال الدین محمد مولویمهربانی مر ترا آگاه کردکه بجه زود ار نه اژدرهات خورد
- بخش ۷۴ - یافتن مرید مراد را و ملاقات او با شیخ نزدیک آن بیشه جلال الدین محمد مولویگرچه آن محسوس و این محسوس نیستلیک آن بر چشم جان ملبوس نیست
- بخش ۲۴ - بیان خسارت وزیر درین مکر جلال الدین محمد مولویگر جهان پیشت بزرگ و بیبنیستپیش قدرت ذرهای میدان که نیست
- بخش ۱۱۲ - جواب گفتن روبه خر را جلال الدین محمد مولویگفت روبه صاف ما را درد نیستلیک تخییلات وهمی خورد نیست
- بخش ۱۰۳ - انکار کردن آن جماعت بر دعا و شفاعت دقوقی و پریدن ایشان و ناپیدا شدن در پردهٔ غیب و حیران شدن دقوقی کی در هوا رفتند یا در زمین جلال الدین محمد مولویگفت آن دیگر که ای یارِ یقینمر مرا هم مینماید این چنین
- بخش ۳ - نکوهیدن ناموسهای پوسیده را کی مانع ذوق ایمان و دلیل ضعف صدقاند و راهزن صد هزار ابله چنانک راهزن آن مخنث شده بودند گوسفندان و نمییارست گذشتن و پرسیدن مخنث از چوپان کی این گوسفندان تو مرا عجب گزند گفت ای مردی و در تو رگ مردی هست همه فدای تو اند و اگر مخنثی هر یکی ترا اژدرهاست مخنثی دیگر هست کی چون گوسفندان را بیند در حال از راه باز گردد نیارد پرسیدن ترسد کی اگر بپرسم گوسفندان در من افتند و مرا بگزند جلال الدین محمد مولویچون خضر و الیاس مانی در جهانتا زمین گردد ز لطفت آسمان
- بخش ۴۱ - بقیهٔ قصهٔ آهو و آخر خران جلال الدین محمد مولویسر چنین کرد او که نه رو ای فلاناشتهاام نیست هستم ناتوان
- بخش ۷۸ - در معنی این کی ارنا الاشیاء کما هی و معنی این کی لو کشف الغطاء ما از ددت یقینا و قوله در هر که تو از دیدهٔ بد مینگری از چنبرهٔ وجود خود مینگری پایهٔ کژ کژ افکند سایه جلال الدین محمد مولویصبح کاذب آید و نفریبدشصبحِ کاذب عالَم و نیک و بَدَش
