جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۲٬۰۰۷ نتیجه برای «آینه» · صفحهٔ ۲ از ۱۶۸
- بخش ۷۵ - بیان آنک آنچ بیان کرده میشود صورت قصه است وانگه آن صورتیست کی در خورد این صورت گیرانست و درخورد آینهٔ تصویر ایشان و از قدوسیتی کی حقیقت این قصه راست نطق را ازین تنزیل شرم میآید و از خجالت سر و ریش و قلم گم میکند و العاقل یکفیه الاشاره جلال الدین محمد مولویزانکه پیلم دید هندُستان به خواباز خراج اومید بُر دِه شد خراب
- (۵) حکایت یوسف علیه السلام و نظر کردن او در آینه عطار نیشابوریمکن زنهار پیش آینه آهکه تاتیره نه بینی روی چون ماه
- بخش ۸۰ - معشوقی از عاشق پرسید کی خود را دوستتر داری یا مرا گفت من از خود مردهام و به تو زندهام از خود و از صفات خود نیست شدهام و به تو هست شدهام علم خود را فراموش کردهام و از علم تو عالم شدهام قدرت خود را از یاد دادهام و از قدرت تو قادر شدهام اگر خود را دوست دارم ترا دوست داشته باشم و اگر ترا دوست دارم خود را دوست داشته باشم هر که را آینهٔ یقین باشد گرچه خود بین خدای بین باشد اخرج به صفاتی الی خلقی من رآک رآنی و من قصدک قصدنی و علی هذا جلال الدین محمد مولویگفت معشوقی به عاشق ز امتحاندر صبوحی کای فلان ابن الفلان
- بخش ۱۴۹ - گفتن مهمان یوسف علیهالسلام کی آینهای آوردمت کی تا هر باری کی در وی نگری روی خوب خویش را بینی مرا یاد کنی جلال الدین محمد مولویآینه آوردمت ای روشنیتا چو بینی روی خود یادم کنی
- بخش ۲۲ - مقاله اول در آفرینش عالم که آینه جمال نمای اسماء و صفات آفریننده است سبحانه و تعالی جامیخواست که در آینه های دگربر نظر خویش شود جلوه گر
- بخش ۲۹ - وصیت کردن مصطفی علیهالسلام صدیق را رضی الله عنه کی چون بلال را مشتری میشوی هر آینه ایشان از ستیز بر خواهند در بها فزود و بهای او را خواهند فزودن مرا درین فضیلت شریک خود کن وکیل من باش و نیم بها از من بستان جلال الدین محمد مولویمصطفی گفتش کای اقبالجواندرین من میشوم انباز تو
- شمارهٔ ۲۷ حافظ شیرازینور خدا نمایدت آینهٔ مجردیاز در ما در آ اگر طالب عشق سرمدی
- حکمت شمارهٔ ۷۹ سعدی شیرازیهر آنچه دانی که هر آینه معلوم تو گردد، به پرسیدن آن تعجیل مکن که هیبت سلطنت را زیان دارد.
- غزل شمارهٔ ۴۸۹ سعدی شیرازیای رخ چون آینه افروختهالحذر از آه من سوخته
- رباعی شمارهٔ ۲۵۸ جلال الدین محمد مولویتا این فلکِ آینهگون بر کار استاندریم عشق ، موجِ خون در کار است
- غزل شمارهٔ ۱۱۱۵ جلال الدین محمد مولویای آینه فقیری جانی و چیز دیگروی آنک در ضمیری آنی و چیز دیگر
- غزل شمارهٔ ۱۴۵۳ جلال الدین محمد مولویدر آینه چون بینم نقش تو به گفت آرمآیینه نخواهد دم ای وای ز گفتارم
