جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۳٬۳۳۸ نتیجه برای «دوست» · صفحهٔ ۲ از ۲۷۹
- بخش ۲۰ - حکایت در معنی احتمال از دشمن از بهر دوست سعدی شیرازیگر این مدعی دوست بشناختیبه پیکار دشمن نپرداختی
- بخش ۱۱۲ - وحی کردن حق به موسی علیهالسلام کی ای موسی من کی خالقم تعالی ترا دوست میدارم جلال الدین محمد مولویگفت موسی را به وحی دل خداکای گزیده دوست میدارم ترا
- بخش ۵ - حکایت در شناختن دوست و دشمن را سعدی شیرازینه تدبیر محمود و رای نکوستکه دشمن نداند شهنشه ز دوست
- بخش ۶۴ - در بلای عشق کشیدن و لقای دوست دیدن فرماید عطار نیشابوریبلای دوست کش تادوست بینیحقیقت مغز جانت پوست بینی
- بخش ۸۰ - معشوقی از عاشق پرسید کی خود را دوستتر داری یا مرا گفت من از خود مردهام و به تو زندهام از خود و از صفات خود نیست شدهام و به تو هست شدهام علم خود را فراموش کردهام و از علم تو عالم شدهام قدرت خود را از یاد دادهام و از قدرت تو قادر شدهام اگر خود را دوست دارم ترا دوست داشته باشم و اگر ترا دوست دارم خود را دوست داشته باشم هر که را آینهٔ یقین باشد گرچه خود بین خدای بین باشد اخرج به صفاتی الی خلقی من رآک رآنی و من قصدک قصدنی و علی هذا جلال الدین محمد مولویمر مرا تو دوستتر داری عجبیا که خود را راست گو یا ذا الکرب
- بخش ۱۰۲ - گفتن خواجه در خواب به آن پایمرد وجوه وام آن دوست را کی آمده بود و نشان دادن جای دفن آن سیم و پیغام کردن به وارثان کی البته آن را بسیار نبینند وهیچ باز نگیرند و اگر چه او هیچ از آن قبول نکند یا بعضی را قبول نکند هم آنجا بگذارند تا هر آنک خواهد برگیرد کی من با خدا نذرها کردم کی از آن سیم به من و به متعلقان من حبهای باز نگردد الی آخره جلال الدین محمد مولویخواب دیده پیل تو هندوستانکه رمیدستی ز حلقهٔ دوستان
- بخش ۹۱ - تفسیر قول حکیم: به هرچ از راه وا مانی، چه کفر آن حرف و چه ایمان، به هرچ از دوست دور افتی، چه زشت آن نقش و چه زیبا، در معنی قوله علیهالسلام ان سعدا لغیور و انا اغیر من سعد و الله اغیر منی و من غیر ته حرم الفواحش ما ظهر منها و ما بطن جلال الدین محمد مولویجمله عالم زان غیور آمد که حقبرد در غیرت برین عالم سبق
- شمارهٔ ۳۵ - تسلیت به دوست پدرمرده ایرج میرزاتنها مگری ، عدّهای از دوستان بخواهکآیند و با تو گریه نمایند سر همی
- سوگواری بر مرگ دوست وحشی بافقیدیده گو اشک ندامت شو و بیرون فرمادیدن دیده چه کار آیدم از دوست جدا
- بخش ۹ - عارف هندی که به یکی از غار های قمر خلوت گرفته ، و اهل هند او را «جهان دوست» میگویند اقبال لاهوریجهان دوست
- بخش ۲۲ - تفسیر قوله علیهالسلام موتوا قبل ان تموتوا بمیر ای دوست پیش از مرگ اگر می زندگی خواهی کی ادریس از چنین مردن بهشتی گشت پیش از ما جلال الدین محمد مولویکل آت آت آن را نقد داندوست را در نزع و اندر فقد دان
- فصل پنجاهم - همه چیز را تا نجویی نیابی، جز این دوست را تا نیابی نجویی جلال الدین محمد مولویهمهچیز را تا نجویی نیابی، جز این دوست را، تا نیابی نجویی. طلبِ آدمی آن باشد که چیزی نایافته طلب کند و شب و روز در جست و جوی آن باشد، الّا طلبی که یافته باشد و مقصود حاصل بوَد و طالبِ آن چیز باشد؛ این عجب است. این چنی …
