جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۳٬۶۳۸ نتیجه برای «دید» · صفحهٔ ۲۰۲ از ۱٬۱۳۷
- بخش ۷۳ - پاسخ دادن شیرین به خسرو نظامی گنجویبلی تا گشتم از عالم پدیدارتو را بودم به جان و دل خریدار
- بخش ۸ - حکایت جامیحبشی زاده ای بدید از دوردلربا همچو خال چهره حور
- بخش ۶۴ - به هم رسیدن شیخ سری قدس سره و تاجر و خریداری کردن شیخ سری تحفه را از وی جامیشیخ را چون بدید خرم شددلش از کار تحفه بی غم شد
- بخش ۵۵ - صفت خزان و فرو ریختن برگ جمال لیلی از شاخسار حیات و وصیت کردن که وی را در زیر پای مجنون به خاک کنند جامیلیلی چو مراد خود روا دیداز ذوق چو تازه گل بخندید
- شمارهٔ ۱۳۶ - گنج درویش پروین اعتصامیروز، میگردید از کوئی بکویشب، بسوی خانهها میکرد روی
- شمارهٔ ۸ - در مرثیهٔ خواجه ابوالفارس خاقانی شروانیروز روشن ندیدهام ماناکهمه عمرم به چشم درد گذشت
- شمارهٔ ۳۳ - در مدح خاقان کبیر ابوالمظفر اخستان شروان شاه و ملکه خاقانی شروانیدل روی مراد از آن ندیده استکز اهل دلی نشان ندیده است
- شمارهٔ ۹۶ - در بیماری فرزند و تاثر از درگذشت وی گوید خاقانی شروانیدیده چون خفت که تا خواب بدش باید دیددیده بد کرد جوابش به بتر بازدهید
- شمارهٔ ۱۰۳ - مطلع چهارم خاقانی شروانیصحن ارم ندیدی در باغ شاه بنگرحصن حرم ندیدی بر قصر شاه بگذر
- شمارهٔ ۱۲۵ - این قصیدهٔ بر بدیهه در ساحل باکو به نزدیک آتش خودسوز در وصف شکار کردن خاقان اکبر منوچهر شروان شاه خاقانی شروانیچون صبح خوش بخندید از بیست و هشت لؤلؤمن هست نیست گشتم چون سایه در جمالش
- شمارهٔ ۱۳۱ - مطلع سوم خاقانی شروانیچشمهٔ خور بوسه داد خاک درش سایهوارزادهٔ خور دید لعل با کمرش کرد ضم
- شمارهٔ ۱۴۷ - مطلع دوم خاقانی شروانیبطریق دید رویش گفتا که در همه روماز قیصران چنان تو دینگستری ندارم
