جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۳٬۷۱۳ نتیجه برای «چند» با فیلتر غزل · صفحهٔ ۲۰۴ از ۳۱۰
- غزل شمارهٔ ۳۳۷ جلال الدین محمد مولویتو میدانی که ما چندان نپاییمولیکن چشم مستت را شتاب است
- غزل شمارهٔ ۳۸۷ جلال الدین محمد مولویگفتمش آخر پی یک وصل چندین هجر چیستگفت آری من قصابم گردران با گردنست
- غزل شمارهٔ ۴۴۶ جلال الدین محمد مولویچندان بنوش می که بمانی ز گفت و گوآخر نه عاشقی و نه این عشق میکدهست
- غزل شمارهٔ ۵۶۲ جلال الدین محمد مولویخمش چندان بنالیدم که تا صد قرن این عالمدر این هیهای من پیچد بر این هیهات من گردد
- غزل شمارهٔ ۵۸۶ جلال الدین محمد مولویز شمس الدین تبریزی مقیم عشق میگویمخداوندا چرا چندین شهی اندر سفر باشد
- غزل شمارهٔ ۶۰۰ جلال الدین محمد مولویچندان لقبش گفتم از کامل و از ناقصاز غایت بیمثلی صد گونه مثل دارد
- غزل شمارهٔ ۶۱۰ جلال الدین محمد مولویخاموش کن و چندین غمخواره مشو آخرآن نفس که شد عاشق اماره نخواهد شد
- غزل شمارهٔ ۶۲۹ جلال الدین محمد مولویچون شاخ زرست این جان میکش به خودش میدانچندان که کشش بیند سوی تو همییازد
- غزل شمارهٔ ۶۳۵ جلال الدین محمد مولویای عشق خداوندی شمس الحق تبریزیچندانک بیفزایی این باده بیفزاید
- غزل شمارهٔ ۶۷۴ جلال الدین محمد مولویچنان کز غم دل دانا گریزددو چندان غم ز پیش ما گریزد
- غزل شمارهٔ ۶۸۵ جلال الدین محمد مولویخود طرفهتر این که در دل آتشچندین گل و سرو و یاسمین باشد
- غزل شمارهٔ ۶۹۲ جلال الدین محمد مولویچندین مدوید کاندر این خاکشاگرد همان شدست کاستاد
