جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۵٬۰۴۳ نتیجه برای «سد» · صفحهٔ ۲۳۱ از ۴۲۱
- غزل شمارهٔ ۱۶۹۴ جلال الدین محمد مولویکی خندد این درختم بینوبهار رویتکی دررسد فطیرم تا نسرشی خمیرم
- غزل شمارهٔ ۱۷۲۳ جلال الدین محمد مولویخموش کردم تا وقت خلوت تو رسدولی مبر تو گمان بد، ای گرفتارم!
- غزل شمارهٔ ۱۷۳۴ جلال الدین محمد مولویسحر رسد ز ندای خروس روحانیظفر رسد ز صدای نقاره بهرام
- غزل شمارهٔ ۱۷۸۵ جلال الدین محمد مولویتیر بلا چون دررسد چون دررسدهم اسپری هم جوشنی هم جوشنی
- غزل شمارهٔ ۱۷۹۳ جلال الدین محمد مولویدر سایه سدره نظر جبریل خو آمد بشردرخورد او نبود دگر مهمانی عجل سمین
- غزل شمارهٔ ۱۸۱۰ جلال الدین محمد مولویخلقی ببینی نیم شب جمع آمده کان دزد کواو نیز می پرسد که کو آن دزد او خود در میان
- غزل شمارهٔ ۱۸۲۳ جلال الدین محمد مولویجانب بحر رو کز او موج صفا همیرسدغرقه نگر ز موج او خانه و خانقاه من
- غزل شمارهٔ ۱۸۲۴ جلال الدین محمد مولویگفتم چون اجل رسد جان بجهد از این جسدگر بروم به سوی جان باد شکسته پای من
- غزل شمارهٔ ۱۸۲۵ جلال الدین محمد مولویناز مرا به جان کشد بر رخ من نشان کشدچرخ فلک حسد برد ز آنچ کند به جای من
- غزل شمارهٔ ۱۸۲۶ جلال الدین محمد مولویهر کِی ز حور پرسدت، رخ بنما که «همچنین»هر کِی ز ماه گویدت، بام برآ که «همچنین»
- غزل شمارهٔ ۱۸۲۷ جلال الدین محمد مولویکارِ دلم به جان رسد، کارد به استخوان رسدناله کنم بگویدم دم مزن و بیان مکن
- غزل شمارهٔ ۱۸۲۸ جلال الدین محمد مولویراست چو کف برآورم بر کف او کف افکنمکف چو به کف او رسد جوش کند بخار من
