جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۸٬۸۵۵ نتیجه برای «گه» · صفحهٔ ۲۳۴ از ۷۳۸
- غزل شمارهٔ ۲۰۶۸ جلال الدین محمد مولویبدگهری کو ز جهل تاج شهان را بماندبر دُم گاوان شود زنگله یا مسلمین
- غزل شمارهٔ ۲۰۷۴ جلال الدین محمد مولویگرفت خواب گریبان تو بپر سوی غیببگه ز غیب بیایی کشان کشان دامن
- غزل شمارهٔ ۲۰۷۵ جلال الدین محمد مولویتوی که بدرقه باشی گهی گهی رهزنتوی که خرمن مایی و آفت خرمن
- غزل شمارهٔ ۲۰۸۰ جلال الدین محمد مولویتو آفتابی و جز تو چو سایه تابع توستگهی رود به شمال و گهی دود به یمین
- غزل شمارهٔ ۲۰۸۹ جلال الدین محمد مولویمگر ناگهان آن عنایت رسدکه ای من غلام چنان ناگهان
- غزل شمارهٔ ۲۱۱۷ جلال الدین محمد مولویبیگهی و دوری ره باک نیستنیم قدم شد ز تو فرسنگ من
- غزل شمارهٔ ۲۱۳۳ جلال الدین محمد مولویبیچون تو را بیچون کند روی تو را گلگون کندخار از کفت بیرون کند وآنگه سوی گلزار شو
- غزل شمارهٔ ۲۱۴۱ جلال الدین محمد مولوینقش فلک دزد بود کیسه نگهدار از اودام بود دانه او مرده بود زنده او
- غزل شمارهٔ ۲۱۴۹ جلال الدین محمد مولویاز می لعل پرگهر بیخبری و باخبردر دل ما بزن شرر بر سر ما برآ بگو
- غزل شمارهٔ ۲۱۵۷ جلال الدین محمد مولویچیست غذای عشق تو این جگر کباب منچیست دل خراب من کارگه وفای تو
- غزل شمارهٔ ۲۱۶۷ جلال الدین محمد مولویدو چشمم خیره در رویت گهی چوگان گهی گویتتوی حیران توی چوگان توی دو چشم روشن تو
- غزل شمارهٔ ۲۱۷۲ جلال الدین محمد مولویهم آگه و هم ناگه مهمان من آمد اودل گفت که کی آمد، جان گفت مه مهرو
