جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۵٬۰۴۳ نتیجه برای «سد» · صفحهٔ ۲۳۵ از ۴۲۱
- غزل شمارهٔ ۲۵۹۷ جلال الدین محمد مولویچون سرکشی آغازی یا اسب جفا تازیدست کی رسد در تو گر پای نیفشاری
- غزل شمارهٔ ۲۶۱۸ جلال الدین محمد مولویگر جور و جفا این است پس گشت وفا کاسدای دل به جفای او جان باز چه میپایی
- غزل شمارهٔ ۲۷۴۷ جلال الدین محمد مولویاز خویش دل کسی نترسداز خویش کسی نجست یاری
- غزل شمارهٔ ۲۸۱۳ جلال الدین محمد مولویکرمت مست برآید کف چون بحر گشایدبدهد صدقه نپرسد که تو اهل صدقاتی
- غزل شمارهٔ ۲۸۲۳ جلال الدین محمد مولویبه گلستان جمالت چو رسد دیده عاشقبه سوی باغ چه آید مگر از غفلت و خامی
- غزل شمارهٔ ۲۸۲۴ جلال الدین محمد مولویهمه بیخدمت و رشوت رسد از لطف تو خلعتنه عدم بود من و ما که بدادی من و مایی
- غزل شمارهٔ ۲۸۳۰ جلال الدین محمد مولویچو خدا بود پناهت چه خطر بود ز راهتبه فلک رسد کلاهت که سر همه سرانی
- غزل شمارهٔ ۲۸۳۱ جلال الدین محمد مولویچو وضو ز اشک سازم بود آتشین نمازمدر مسجدم بسوزد چو بدو رسد اذانی
- غزل شمارهٔ ۲۸۳۳ جلال الدین محمد مولویبه میان این ظریفان به سماع این حریفانره بوسه گر نباشد برسد کنار باری
- غزل شمارهٔ ۲۸۳۵ جلال الدین محمد مولویدو هزار خنب باده نرسد به جرعه توز کجا شراب خاکی ز کجا شراب جانی
- غزل شمارهٔ ۲۸۳۶ جلال الدین محمد مولویهمگان ز خود گریزان سوی حق و نعل ریزانکه ز کاسدی رسانمان به لطافت و ثمینی
- غزل شمارهٔ ۲۸۳۹ جلال الدین محمد مولویصنما تو همچو شیری من اسیر تو چو آهوبه جهان کی دید صیدی که بترسد از رهایی
