جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۳٬۸۳۷ نتیجه برای «آخر» · صفحهٔ ۲۴۴ از ۳۲۰
- شمارهٔ ۵ - در مدح ملک الوزراء مختار الدین خاقانی شروانیمهدی آخر زمان شد کز درشرخنهٔ آخر زمان بست آسمان
- شمارهٔ ۱۰۳ - مطلع چهارم خاقانی شروانیزیر سه حرف جاهش گنج است و حرف آخرصفری است در میانش هفت آسمانش محضر
- شمارهٔ ۱۲۵ - این قصیدهٔ بر بدیهه در ساحل باکو به نزدیک آتش خودسوز در وصف شکار کردن خاقان اکبر منوچهر شروان شاه خاقانی شروانیگفتم بدیدی آخر رایات کهف امتو آن مهد جای مهدی چتر فلک ظلالش
- شمارهٔ ۱۳۱ - مطلع سوم خاقانی شروانیآخر خر کس نکرد روضهٔ دار السلامکس جل سگ هم نساخت خلعت بیت الحرم
- شمارهٔ ۱۴۹ - هنگام حبس در عزلت و قناعت و تخلص به مدح خاتم انبیاء خاقانی شروانیجان و دل و خرد برسانم به باغ خلدآخر مثلثی به مثمن درآورم
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴ - در ستایش شاه غیاث الدین محمد میرمیران وحشی بافقیخیمهای کاندر میانش وهم را گر سر دهندپر بگردد لیک آخر ره نیاید بر کنار
- قصیدهٔ شمارهٔ ۳۴ - در ستایش بکتاش بیگ حکمران کرمان وحشی بافقینشان دست و پای او به وقت حملهٔ دشمنیکی در اول ایران یکی در آخر توران
- در هجو کیدی (یاری) شاعرنما وحشی بافقیشرط است که پرسی آخر کارپرسش ببرد به جانب دار
- فصل پنجاه و هشتم - گفت که آن منجّم میگوید که غيرافلاک جلال الدین محمد مولوی… زیراکه خدای آن است که او را جای نیست تو میپرسی پیش ازین هم کجا بود؟» آخر همه چیزهای تو بیجاست این چیزها را که در توست جای آن را دانستی؟ که جای او را میطلبی؟ چون بیجای است احوال و اندیشههای تو، جایْ چگونه تصوّر بندد؟ …
- بخش ۱۵۸ - پرسیدن پیغمبر صلی الله علیه و سلم مر زید را که امروز چونی و چون برخاستی و جواب گفتن او که اصبحت ممنا یا رسول الله جلال الدین محمد مولویگفت آخر هیچ گنجد در بغلآفتاب حق و خورشید ازل
- بیست و هشتم جلال الدین محمد مولویسلطانِ سلطانان تویی، احسانِ بیپایان توییدر قحط این آخر زمان، نک خوان احسان میکشی
- فصل دوم - گفت که شب و روز، دل و جانم به خدمت است جلال الدین محمد مولوی… این صورتِ تنها نیست. این قالب نماز است زیرا که این نماز را اولیست و آخریست و هر چیز را که اولی و آخری باشد آن قالب باشد. زیرا تکبیر اول نماز است و سلام آخر نماز است. و همچنین شهادت آن نیست که بر زبان میگویند تنها؛ زی …
