جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۷٬۷۶۱ نتیجه برای «آمد» · صفحهٔ ۲۶۱ از ۶۴۷
- غزل شمارهٔ ۱۹۴۷ جلال الدین محمد مولویکار مریخ و زحل از نور ماهم درشکستمشتری مفلس برآمد کاه شد همیان من
- غزل شمارهٔ ۱۹۴۹ جلال الدین محمد مولویصورت صنع تو آمد ساعتی در بتکدهگه شمن بت می شد آن دم گاه بت می شد شمن
- غزل شمارهٔ ۱۹۹۱ جلال الدین محمد مولویفرج آمد برهیدیم ز تشویش جهانبپرد جان مجرد به گلستان منن
- غزل شمارهٔ ۲۴۳۹ جلال الدین محمد مولویخورشید دیدم نیم شب، زُهره درآمد در طربدر شهر خویش آمد عجب سرگشتهای آوارهای
- غزل شمارهٔ ۲۵۱۲ جلال الدین محمد مولویرها کن ماجرا ای جان فروکن سر ز بالاییکه آمد نوبت عشرت زمان مجلس آرایی
- غزل شمارهٔ ۲۵۳۵ جلال الدین محمد مولویهمه اضداد از لطفش بپوشد خلعتی دیگرز خجلت جمله محو آمد چو گیرد لطف بسیاری
- غزل شمارهٔ ۲۷۱۰ جلال الدین محمد مولویزنی درویش آمد سوی عباسکه تعلیمم بده نوعی گدایی
- غزل شمارهٔ ۳۰۳۸ جلال الدین محمد مولویچو آفتاب برآمد به خاک تیره بگویدکه چون قرین تو گشتم تو صاحب دو قرانی
- فصل شصت وچهارم - اهل دوزخ در دوزخ خوشتر باشند که اندر دنیا جلال الدین محمد مولوی… تر است از دوزخ. و منافقان را در درَک اسفل برای آن کنند که ایمان بر او آمد؛ کفر او قوی بود عمل نکرد؛ او را عذاب سختتر باشد تا از حقّ خبر یابد. کافر را ایمان بر او نیامد، کفر او ضعیف است به کمتر عذابی باخبر شود، همچنانک م …
- بخش ۳۵ - رنجور شدن این هلال و بیخبری خواجهٔ او از رنجوری او از تحقیر و ناشناخت و واقف شدن دل مصطفی علیهالسلام از رنجوری و حال او و افتقاد و عیادت رسول علیهالسلام این هلال را جلال الدین محمد مولویوحیش آمد رحم حق غمخوار شدکه فلان مشتاق تو بیمار شد
- بخش ۲۵ - تفسیر وَ إِنْ یَکادُ الَّذینَ کَفَروا لَیُزْلِقونَکَ بِأَبْصارِهِمْ الایه جلال الدین محمد مولویشیطنت گردن کشی بد در لغتمستحق لعنت آمد این صفت
- بخش ۱۲۵ - قصهٔ فرزندان عزیر علیهالسلام کی از پدر احوال پدر میپرسیدند میگفت آری دیدمش میآید بعضی شناختندش بیهوش شدند بعضی نشناختند میگفتند خود مژدهای داد این بیهوش شدن چیست جلال الدین محمد مولویهمچو پوران عزیر اندر گذرآمده پرسان ز احوال پدر
