جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۴٬۱۹۳ نتیجه برای «سوز» · صفحهٔ ۲۸۸ از ۳۵۰
- غزل شمارهٔ ۱۷۹۰ جلال الدین محمد مولویگفتم ز پرسش تو بحل باری اشارت را مهلگفت از اشارتهای دل هم جان بسوزد هم بدن
- غزل شمارهٔ ۲۱۲۰ جلال الدین محمد مولویچه اطلسها که پوشیدند در باغاز آن خیاط بیمقراض و سوزن
- غزل شمارهٔ ۲۲۶۵ جلال الدین محمد مولویبس کن تو مگو هیچ که تا اشک بگویددل خود چو بسوزد بدهد بوی چو عود او
- غزل شمارهٔ ۲۵۱۲ جلال الدین محمد مولویدرآ ای تاج و تخت ما برون انداز رخت مابسوزان هر چه میسوزی بفرما هر چه فرمایی
- غزل شمارهٔ ۲۵۲۴ جلال الدین محمد مولویدلا اندر چه وسواسی که دود از نور نشناسیبسوز از عشق نور او درون نار چون عودی
- غزل شمارهٔ ۲۵۳۶ جلال الدین محمد مولویمُغفّل وار پنداری تو عاشق را، ولیکن اوبه هر دم پرده میسوزد ز آتشهای هشیاری
- غزل شمارهٔ ۲۵۴۰ جلال الدین محمد مولویتوی شمع و منم آتش چو افتم در دماغت خوشیکی نیمه فروسوزی یکی نیمه فروریزی
- غزل شمارهٔ ۲۸۴۰ جلال الدین محمد مولویبه خدا تو را نسوزد رخ تو چو زر فروزدکه خلیل زادهای تو ز قدیم آشنایی
- غزل شمارهٔ ۳۰۸۸ جلال الدین محمد مولویز تف عشق تو سوزی است در دل آتشهم از هوای تو دارد هوا سبکساری
- بخش ۳۶ - حکایت پادشاه جهود دیگر کی در هلاک دین عیسی سعی نمود جلال الدین محمد مولویهر که باشد طالع او زان نجومنفس او کفّار سوزد در رُجوم
- بخش ۲۵ - تفسیر وَ إِنْ یَکادُ الَّذینَ کَفَروا لَیُزْلِقونَکَ بِأَبْصارِهِمْ الایه جلال الدین محمد مولویهر چه یابد او بسوزد بر دردچون نیابد هیچ خود را میخورد
- بخش ۱۲۸ - بیان آنک یا ایها الذین آمنوا لا تقدموا بین یدی الله و رسوله چون نبی نیستی ز امت باش چونک سلطان نهای رعیت باش پس رو خاموش باش از خود زحمتی و رایی متراش جلال الدین محمد مولویکه ازین شاگردی و زین افتقارسوزنی باشی شوی تو ذوالفقار
