جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۵٬۰۴۳ نتیجه برای «سد» · صفحهٔ ۲۹۱ از ۴۲۱
- غزل شمارهٔ ۳۰۳۸ جلال الدین محمد مولویهمیرسد ز سموات هر صبوح نداییکه ره بری به نشانی چو گرد ره بنشانی
- غزل شمارهٔ ۳۱۳۳ جلال الدین محمد مولویفرعون اکنون بشناسد او راکز راه آب او کرد ارتقایی
- غزل شمارهٔ ۳۱۸۲ جلال الدین محمد مولویلا خیر ولا میر، سوی الله تعالیفالغیبة عنه نفسا غیر سدید
- بخش ۱۰ - بیان آنک کشتن و زهر دادن مرد زرگر به اشارت الهی بود نه به هوای نفس و تأمّل فاسد جلال الدین محمد مولویکُشتن آن مرد بَر دست حکیمنه پی اومید بود و نه ز بیم
- بخش ۲۵ - تفسیر وَ إِنْ یَکادُ الَّذینَ کَفَروا لَیُزْلِقونَکَ بِأَبْصارِهِمْ الایه جلال الدین محمد مولویکز حسد وز چشم بد بیهیچ شکسیر و گردش را بگرداند فلک
- بخش ۱۲۵ - قصهٔ فرزندان عزیر علیهالسلام کی از پدر احوال پدر میپرسیدند میگفت آری دیدمش میآید بعضی شناختندش بیهوش شدند بعضی نشناختند میگفتند خود مژدهای داد این بیهوش شدن چیست جلال الدین محمد مولویکه کسیمان گفت که امروز آن سندبعد نومیدی ز بیرون میرسد
- بخش ۸۷ - بیان حال خودپرستان و ناشکران در نعمت وجود انبیا و اولیا علیهم السلام جلال الدین محمد مولویسیر چشمان را گدا پنداشتناز حسدشان خفیه دشمن داشتن
- بخش ۱۱۴ - صبر فرمودن اعرابی زن خود را و فضیلت صبر و فقر بیان کردن با زن جلال الدین محمد مولویرز بدی پر میوه چون کاسد شدی؟وقت میوه پختنت فاسد شدی
- بخش ۹۸ - اقتدا کردن قوم از پس دقوقی جلال الدین محمد مولویباز فرمان میرسد بردار سراز رکوع و پاسخ حق بر شمر
- بخش ۱۸۴ - لاابالی گفتن عاشق ناصح و عاذل را از سر عشق جلال الدین محمد مولویمسأله کیس ار بپرسد کس تراگو نگنجد گنج حق در کیسهها
- بخش ۱۱۸ - حکایت آن پادشاهزاده کی پادشاهی حقیقی به وی روی نمود یَوْمَ یَفِرُّ المَرْءُ مِنْ أَخیهِ وَ أُمِّهِ وَ أَبیهِ نقد وقت او شد پادشاهی این خاک تودهٔ کودک طبعان کی قلعه گیری نام کنند آن کودک کی چیره آید بر سر خاک توده برآید و لاف زندگی قلعه مراست کودکان دیگر بر وی رشک برند کی التُّرابُ رَبیعُ الصِّبْیانِ آن پادشاهزاده چو از قید رنگها برست گفت من این خاکهای رنگین را همان خاک دون میگویم زر و اطلس و اکسون نمیگویم من ازین اکسون رستم یکسون رفتم و آتیناه الحکم صبیا ارشاد حق را مرور سالها حاجت نیست در قدرت کن فیکون هیچ کس سخن قابلیت نگوید جلال الدین محمد مولویور رسد خاری چنین اندر قدمکه رود گل یادگاری بایدم
- بخش ۴۲ - تتمهٔ حکایت خرس و آن ابله کی بر وفای او اعتماد کرده بود جلال الدین محمد مولویاین همه گفت و به گوشش در نرفتبدگمانی مرد سدیست زفت
