جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۶٬۱۱۳ نتیجه برای «درد» · صفحهٔ ۳۰ از ۵۱۰
- غزل شمارهٔ ۵۶۳ سعدی شیرازیدانم که فارغی تو از حال و درد سعدیکاو را در انتظارت خون شد دو دیده باری
- بخش ۱۲ - حکایت سعدی شیرازینه از درد دلهای ریشش خبرنه از چشم بیمار خویشش خبر
- بخش ۱۰ - حکایت در معنی عزت نفس مردان سعدی شیرازیشب از درد بیچاره خوابش نبردبه خیل اندرش دختری بود خرد
- بخش ۱۷ - گفتار اندر کسانی که غیبت ایشان روا باشد سعدی شیرازیدوم پرده بر بیحیایی متنکه خود میدرد پرده بر خویشتن
- بخش ۱۲ - مثل سعدی شیرازیقضا کشتی آنجا که خواهد بَرَدوگر ناخدا جامه بر تن درد
- بخش ۷ - حکایت سعدی شیرازیشب از درد چوگان و سیلی نخفتدگر روز پیرش به تعلیم گفت
- بخش ۹ - حکایت در معنی تواضع نیکمردان سعدی شیرازیدرَد مستِ نادان ، گریبان مرد،که با شیر جنگی سگالد نبرد؟
- رباعی شمارهٔ ۱۰۰ جلال الدین محمد مولویدلدار ز درد ما اگر خاموش استدر خاموشی دو صد جوابست جواب
- غزل شمارهٔ ۱۹۸ جلال الدین محمد مولویکز یار دور ماند و گرفتار خار شدزین هر دو درد رست گل از امر ایتیا
- رباعی شمارهٔ ۲۸۲ جلال الدین محمد مولویحسنت که همه جهان فسونش بگرفتدردِ حسدِ حسود چونش بگرفت
- رباعی شمارهٔ ۳۰۹ جلال الدین محمد مولویاز درد تو هیچ روی درمانم نیستدرمان که کند مرا که دردم هیچست
- رباعی شمارهٔ ۳۲۲ جلال الدین محمد مولویدلدار اگر مرا بِدِراند پوستافغان نکنم نگویم این درد از اوست
