باب چهارم در تواضع

بخش ۹ - حکایت در معنی تواضع نیکمردان سعدی

شاعر
سعدی
قالب
مثنوی
وزن
فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

شنیدم که فرزانه‌ای حق پرست

گریبان گرفتش یکی رند مست

۱

از آن تیره دل مرد صافی درون

قفا خورد و سر بر نکرد از سکون

۲

یکی گفتش آخر نه مردی تو نیز؟

تحمل دریغ است از این بی تمیز

۳

شنید این سخن مرد پاکیزه خوی

بدو گفت از این نوع با من مگوی

۴

درَد مستِ نادان ، گریبان مرد،

که با شیر جنگی سگالد نبرد؟

۵

ز هشیار عاقل نزیبد که دست

زند در گریبان نادان مست

۶

هنرور چنین زندگانی کند

جفا بیند و مهربانی کند

۷

دربارهٔ سعدی

۲٬۰۱۰ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ باب چهارم در تواضع (۲۸ شعر) قرار دارد.