جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۳۹۴ نتیجه برای «چند» با فیلتر سایر قالبها · صفحهٔ ۳۰ از ۳۳
- در مرثیهٔ عز الدین احمد بن یوسف سعدی شیرازیچندان برفت خون ز جراحت به راستیکز چشم مادر و پدر مهربان برفت
- باب اول در حکمت - مذهب مختار عبید زاکانیالحق زهی بزرگان صاحب توفیق که آنچه چندین هزار سال با وجود تصفیه عقل و روح (بر دیگران) محجوب ماند، بی زحمتی بر ایشان کشف شد.
- حکایت شمارهٔ ۲ سعدی شیرازیگفت: چندین بر این نمط بگفتم که گمان بردم که دلش بر قید من آمد و صید من شد. ناگه نفسی سرد از سر درد بر آورد و گفت: چندین سخن که بگفتی در ترازوی عقل من وزن آن سخن ندارد که وقتی شنیدم از قابله خویش که گفت زن جوان را اگر تیر …
- حکایت شمارهٔ ۴ سعدی شیرازیچندان که ملاطفت کرد و پرسیدش از کجایی و چه نامی و چه صنعت دانی؟ در قَعرِ بَحرِ مودّت چنان غریق بود، که مجال نفس نداشت.
- سیپنجم جلال الدین محمد مولوییکی چندی نهان شو تا نگرددهمه بازار مهرویان کسادی
- بیست و هفتم جلال الدین محمد مولویهرچند که ظالمست و مجرممظلوم و شکسته دل شمارش
- چهاردهم جلال الدین محمد مولویای ز تو عالم بجوش، لطف کن، ارزان فروشخندهٔشیرین نوش راست بفرما، بچند؟
- نهم جلال الدین محمد مولویسرمست کسی باشد، کو خود خبرش نبوَدعارف دل ما باشد، کو بی عدد و چندست
- بخش ۸۳ - سرود گفتن باربد از زبان خسرو نظامی گنجویز چندان میوههای تازه و ترندیدم جز خماری خشک در سر
- بخش ۳ جامیاصمعی گفت: ای امیرالمؤمنین اکنون دو بدره بر تو واجب شد زیرا که وی همچنانکه پالوده را نمی داند رمان را نیز نمی داند. هارون فرمود تا اصمعی را دو بدره زر دادند و اعرابی را چندان که غنی شد.
- بخش ۱۰۰ - پایان سفر ناصرخسرو قبادیانی… ید، گفتیم از حج. گفت خواجه من ابوالفتح عبدالجلیل را دو برادر بودند از چندین سال به حج رفته و او پیوسته در اشتیاق ایشان است و از هرکه خبر ایشان میپرسد نشان نمیدهند. برادرم گفت ما نامه ناصر آوردهایم چون خواجه تو برسد بد …
- سیو دوم جلال الدین محمد مولویجان شاد بدانست که یکتاست درین عشقهرچند گرو گردد دستار و دو تایی
