جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۸٬۸۵۵ نتیجه برای «گه» · صفحهٔ ۳۰ از ۷۳۸
- غزل شمارهٔ ۲۴۸۳ جلال الدین محمد مولویگه بکشی گران دهی گه همه رایگان دهییک نفسی چنین دهی یک نفسی چنان دهی
- غزل شمارهٔ ۲۵۲۶ جلال الدین محمد مولوینکو بنگر به روی من نه آنم من که هر باریببین دریای شیرینی ببین موج گهر باری
- غزل شمارهٔ ۲۵۳۰ جلال الدین محمد مولویگهی رویش سیه دارد گهی در موی خود مالدگه او را سرنگون دارد گهی سازد بدو کاری
- غزل شمارهٔ ۲۵۵۳ جلال الدین محمد مولویچه با لذت جفاکاری که میبکشی بدین زاریپس آنگه عاشق کشته تو را گوید چه خوش خویی
- غزل شمارهٔ ۲۵۷۵ جلال الدین محمد مولویبگذار تنیها را بشنو ارنیها راچون سوخت منیها را پس طعنه گه لن نی
- غزل شمارهٔ ۲۵۸۱ جلال الدین محمد مولویای سوخته یوسف در آتش یعقوبیگه بیت و غزل گویی گه پای عمل کوبی
- غزل شمارهٔ ۲۵۸۹ جلال الدین محمد مولویگه غصه و گه شادی دور است ز آزادیای سرد کسی کو ماند در گرمی و در سردی
- غزل شمارهٔ ۲۵۹۲ جلال الدین محمد مولویور ز آنک همیآیی با خویش مبر دل راکز دل دودلی خیزد گه گرمی و گه سردی
- غزل شمارهٔ ۲۶۰۹ جلال الدین محمد مولویآوه خنک آن دل را کو لازم آن جان شدگه باده جان گیرد گه طره مشکینی
- غزل شمارهٔ ۲۶۱۱ جلال الدین محمد مولویگه از می و از شاهد گویم مثل لطفشوین هر دو کجا گنجد در وحدت اللهی
- غزل شمارهٔ ۲۶۴۲ جلال الدین محمد مولویگه پای مشو گه سر بگریز از این سومستی و خرابی نگر و بیسر و پایی
- غزل شمارهٔ ۲۶۴۵ جلال الدین محمد مولویگهی سوزد دلم گه خام گرددبه مانند دلم نبود کبابی
