جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۵٬۰۴۳ نتیجه برای «سد» · صفحهٔ ۳۲۶ از ۴۲۱
- بخش ۸۴ - سؤال کردن بهلول آن درویش را جلال الدین محمد مولویآنچنانکه فاضل و مرد فضولچون به گوش او رسد، آرد قبول
- بخش ۱۹۴ - دیگر باره ملامت کردن اهل مسجد مهمان را از شب خفتن در آن مسجد جلال الدین محمد مولویگفت حق ز اهل نفاق ناسدیدباسهم ما بینهم باس شدید
- بخش ۱۳۶ - حکایت آن درویش کی در هری غلامان آراستهٔ عمید خراسان را دید و بر اسبان تازی و قباهای زربفت و کلاهای مغرق و غیر آن پرسید کی اینها کدام امیرانند و چه شاهانند گفت او را کی اینها امیران نیستند اینها غلامان عمید خراسانند روی به آسمان کرد کی ای خدا غلام پروردن از عمید بیاموز آنجا مستوفی را عمید گویند جلال الدین محمد مولویتو مرا گویی حسد اندر مپیچچه حسد آرد کسی از فوت هیچ
- نهم جلال الدین محمد مولویباز این دل دیوانه زنجیر همی بُرَّدچون برق همی رخشد، مانند اسد غران
- بخش ۲۱ - در بیان آنک لطف حق را همه کس داند و قهر حق را همه کس داند و همه از قهر حق گریزانند و به لطف حق در آویزان اما حق تعالی قهرها را در لطف پنهان کرد و لطفها را در قهر پنهان کرد نعل بازگونه و تلبیس و مکر الله بود تا اهل تمیز و ینظر به نور الله از حالیبینان و ظاهربینان جدا شوند کی لِیَبْلُوَکُمْ أَیُّکُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً جلال الدین محمد مولویلیک گر آیینه از بن فاسدستصیقل او را دیر باز آرد به دست
- بخش ۲۷ - آمدن دوستان به بیمارستان جهت پرسش ذاالنون مصری رحمة الله علیه جلال الدین محمد مولوییوسفان از مکر اخوان در چهندکز حسد یوسف به گرگان میدهند
- بخش ۷۸ - فریفتن منافقان پیغامبر را علیه السلام تا به مسجد ضرارش برند جلال الدین محمد مولویقصدشان تفریق اصحاب رسولفضل حق را کی شناسد هر فضول
- بخش ۱ - سر آغاز جلال الدین محمد مولویلیک بر قلاب مبغوضست و سختزانک ازو شد کاسد او را نقد و رخت
- بخش ۱۰۸ - حکایت صدر جهان بخارا کی هر سایلی کی به زبان بخواستی از صدقهٔ عام بیدریغ او محروم شدی و آن دانشمند درویش به فراموشی و فرط حرص و تعجیل به زبان بخواست در موکب صدر جهان از وی رو بگردانید و او هر روز حیلهٔ نو ساختی و خود را گاه زن کردی زیر چادر وگاه نابینا کردی و چشم و روی خود بسته به فراستش بشناختی الی آخره جلال الدین محمد مولویسر موتوا قبل موت این بودکز پس مردن غنیمتها رسد
- بخش ۸ - التزام کردن خادم تعهد بهیمه را و تخلف نمودن جلال الدین محمد مولویگرگ را خود خاصیت بدریدنستاین حسد در خلق آخر روشنست
- بخش ۳۰ - خندیدن جهود و پنداشتن کی صدیق مغبونست درین عقد جلال الدین محمد مولویگر بپرسد عقل چون باشد مرامگو چنانک تو ندانی والسلام
- بخش ۲۲۱ - بیان آنک طاغی در عین قاهری مقهورست و در عین منصوری ماسور جلال الدین محمد مولویغالبی بر خواجه دام او شودتا رسد والی و بستاند قود
