جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱٬۵۶۸ نتیجه برای «دل» با فیلتر سایر قالبها · صفحهٔ ۳۴ از ۱۳۱
- بخش ۱۹۴ - اگر خواهی حیات اندر خطر زی اقبال لاهوریغزالی با غزالی درد دل گفتازین پس در حرم گیرم کنامی
- حکایت شمارهٔ ۸ سعدی شیرازی… که بند فرمودی؟» گفت: «خطایی معلوم نکردم، ولیکن دیدم که مَهابتِ من در دلِ ایشان، بیکران است و بر عهدِ من اعتمادِ کلّی ندارند. ترسیدم از بیمِ گزندِ خویش، آهنگِ هلاکِ من کنند. پس قولِ حکما را کار بستم که گفتهاند:
- حکایت شمارهٔ ۱۱ سعدی شیرازیدر جامع بَعْلَبَکَّ وقتی کلمهای همیگفتم به طریقِ وعظ با جماعتی افسرده، دل مرده، ره از عالمِ صورت به عالمِ معنی نبرده.
- حکایت شمارهٔ ۱۳ سعدی شیرازی… گ گفتی به ادایی که مستمعان را از او نفرت بودی و صاحب مسجد امیری بود عادلِ نیکسیرت، نمیخواستش که دلآزرده گردد. گفت: ای جوانمرد! این مسجد را مؤذّنانند قدیم، هر یکی را پنج دینار مرتّب داشتهام، تو را ده دینار میدهم تا ج …
- حکایتِ شمارهٔ ۱۵ سعدی شیرازی… تی در بیابانی راه گم کرده بودم و از زاد معنیٰ چیزی با من نمانده بود و دل بر هلاک نهاده، که همی ناگاه کیسهای یافتم پُر مروارید. هرگز آن ذوق و شادی فراموش نکنم که پنداشتم گندمِ بریان است، باز آن تلخی و نومیدی که معلوم کرد …
- شمارهٔ ۱۶ سعدی شیرازیاگر چه دل به کسی داد، جان ماست هنوزبه جان او که دلم بر سر وفاست هنوز
- شمارهٔ ۲۰ سعدی شیرازیدیدی ای دل که دگر باره چه آمد پیشمچه کنم با که بگویم چه خیال اندیشم؟
- شمارهٔ ۷۲ صائبسبزه خط تو راه دل آگاه زده استاین چه خضرست ندانم که مرا راه زده است
- شمارهٔ ۳۷۱ صائبز درد می دل زهاد با صفا نشودکه چشم آبله روشن به توتیا نشود
- بخش ۱۵ جامیابوسعید خراز - قدس الله سره - گوید که در اوایل حال ارادت محافظت سر وقت خود می کردم، روزی به بیابانی درآمدم و می رفتم، از قفای من آواز چیزی برآمد دل خود از التفات به آن و چشم خود را از نظر به آن نگاه داشتم.
- بخش ۷ جامی… سگ در دنبال وی دوان شد و آواز داد که ای قوت تن و و ای قوت روان، آرزوی دل و آرام جان! عزیمت کجا کرده ای و روی به کجا آورده ای؟
- شمارهٔ ۳ پروین اعتصامیای خوشا سودای دل از دیده پنهان داشتنمبحث تحقیق را در دفتر جان داشتن
