جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۵٬۰۴۳ نتیجه برای «سد» · صفحهٔ ۳۵۷ از ۴۲۱
- بخش ۲۶۱ - پیام اقبال لاهوریدل ز ناز خنک او به تپیدن نرسدلذتی در خلش غمزهٔ پنهانش نیست
- قصیدهٔ شمارهٔ ۲۴ - تنبیه و موعظت سعدی شیرازیهم عاقبت چو نوبت رفتن بدو رسدبا صدهزار حسرت از اینجا روان شود
- قصیدهٔ شمارهٔ ۲۶ - در ستایش شمسالدین محمد جوینی صاحب دیوان سعدی شیرازیاگر زمین تو بوسد که خاک پای تواممباش غره که بازیت میدهد عیار
- قصیدهٔ شمارهٔ ۴۵ - در ستایش علاء الدین عطاملک جوینی صاحب دیوان سعدی شیرازیبه گرد همتش ادراک آدمی نرسدکه فهم برنتواند گذشتن از کیوان
- قصیدهٔ شمارهٔ ۵۵ - در پند و اندرز سعدی شیرازیای پادشاه شهر چو وقتت فرا رسدتو نیز با گدای مَحَلَّهْاْت برابری
- بخش ۱ - سرآغاز سعدی شیرازیمر او را رسد کبریا و منیکه ملکش قدیم است و ذاتش غنی
- غزل شمارهٔ ۱۷۹۱ جلال الدین محمد مولوینَظّاره کن کز بام او، هر لحظهای پیغام اواز روزن دل می رسد، در جان آتشخوار من
- بخش ۷۶ - معجزهٔ هود علیهالسلام در تخلص مؤمنان امت به وقت نزول باد جلال الدین محمد مولویاین همه ترسندهاند از نیک و بدهیچ ترسنده نترسد خود ز خود
- بخش ۲۰ - ملامتکردن مردم شخصی را کی مادرش را کشت به تهمت جلال الدین محمد مولویخود، حَسَد، نقصان و عیبی دیگر استبلک از جمله کمیها بتّر است
- بخش ۱۷ - شرح انما المؤمنون اخوة والعلماء کنفس واحدة خاصه اتحاد داود و سلیمان و سایر انبیا علیهمالسلام کی اگر یکی ازیشان را منکر شوی ایمان به هیچ نبی درست نباشد و این علامت اتحادست کی یک خانه از هزاران خانه ویران کنی آن همه ویران شود و یک دیوار قایم نماند کی لانفرق بین احد منهم و العاقل یکفیه الاشارة این خود از اشارت گذشت جلال الدین محمد مولویبلک این شادی کند از مرگ اواز حسد میرد چو بیند برگ او
- بخش ۴۰ - حکایت محمد خوارزمشاه کی شهر سبزوار کی همه رافضی باشند به جنگ بگرفت اما جان خواستند گفت آنگه امان دهم کی ازین شهر پیش من به هدیه ابوبکر نامی بیارید جلال الدین محمد مولویاز هوارانی دماغت فاسدستمشک و عنبر پیش مغزت کاسدست
- بیست و سوم جلال الدین محمد مولویاین ترک جوش آمد ولی ترجیع سوم میرسدای جان پاکی که ز تو جان میپذیرد هر جسد
