جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۰٬۰۰۹ نتیجه برای «صد» · صفحهٔ ۳۸۱ از ۸۳۵
- غزل شمارهٔ ۲۱۴۰ جلال الدین محمد مولویدل دی خراب و مست و خوش هر سو همیافتاد از اودر گلبنش جان صدزبان چون سوسن آزاد از او
- غزل شمارهٔ ۲۱۴۲ جلال الدین محمد مولویصد چو تو و صد چو منش مست شده در چمنشرقص کنان دست زنان بر سر هر طارم از او
- غزل شمارهٔ ۲۱۶۵ جلال الدین محمد مولویدو دست و پا حنی کرده دو صد مکر و مری کردهجوان پیداست در چادر ولیکن سخت پیر است او
- غزل شمارهٔ ۲۱۸۱ جلال الدین محمد مولویسزای صد عتاب و صد عذابیمکشیده از سزای ما لگام او
- غزل شمارهٔ ۲۲۷۶ جلال الدین محمد مولویاصحاب کبر و نفس کی باشند لایق شاه راکز عزت این شاه ما صد کبریا پا کوفته
- غزل شمارهٔ ۲۲۸۰ جلال الدین محمد مولویصد زاغ و جغد و فاخته در تو نواها ساختهبشنیدیی اسرار دل گر کم شدی این مشغله
- غزل شمارهٔ ۲۳۷۱ جلال الدین محمد مولویاین صدفهای دل ما با چنین درد فراقبا گهرهای صفای باوفا آمیخته
- غزل شمارهٔ ۲۴۳۲ جلال الدین محمد مولوییک عشرتی افراشتی صد تخم فتنه کاشتیدر شهر ما نگذاشتی یک عاقلی فرزانهای
- غزل شمارهٔ ۲۴۴۰ جلال الدین محمد مولویهر دو جهان مهمان تو بنشسته گرد خوان توصد گونه نعمت ریختی با میهمان آمیختی
- غزل شمارهٔ ۲۴۴۱ جلال الدین محمد مولویای صد درج خوشتر ز جان وصف تو ناید در زبانالا که صوفی گوید آن پیش آر آن را ساعتی
- غزل شمارهٔ ۲۵۱۲ جلال الدین محمد مولویوگر رسوا شود عاشق به صد مکروه و صد تهمتاز این سویش بیالایی وزان سویش بیارایی
- غزل شمارهٔ ۲۵۲۱ جلال الدین محمد مولویاگر یار مرا از من غم و سودا نبایستیمرا صد در دکان بودی مرا صد عقل و رایستی
