جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۶٬۱۱۳ نتیجه برای «درد» · صفحهٔ ۳۹۴ از ۵۱۰
- غزل شمارهٔ ۱۶۲۶ جلال الدین محمد مولویبکشد ز کبر دامن دل من چو دلبر آیدبدرد نظر گریبان چو ز انتظار گویم
- غزل شمارهٔ ۱۶۳۱ جلال الدین محمد مولویدر فروبند که ما عاشق این میکدهایمدرده آن باده جان را که سبک دل شدهایم
- غزل شمارهٔ ۱۶۵۰ جلال الدین محمد مولویساقی صبر بیا رطل گرانم دردهتا چو ریگش به یکی بار فروآشامم
- غزل شمارهٔ ۱۶۹۲ جلال الدین محمد مولویگر خواب ما ببستی بازست راه مستیمی دردهد دودستی چون دستیار دارم
- غزل شمارهٔ ۱۶۹۷ جلال الدین محمد مولویدرده شراب رهبان ای همدم مسیحاننی چون خران عنگم نی عاشق کمیزم
- غزل شمارهٔ ۱۷۰۲ جلال الدین محمد مولویدرده شراب یک سان تا جمله جمع باشیمتا نقشهای خود را یک یک فروتراشیم
- غزل شمارهٔ ۱۷۱۶ جلال الدین محمد مولویاین دم مست توام رطل دگر دردهمتا بشوم محو تو از دو جهان والسلام
- غزل شمارهٔ ۱۷۲۲ جلال الدین محمد مولویدکان جمله طبیبان خراب خواهم کردکه من سعادت بیمار و داروی دردم
- غزل شمارهٔ ۱۸۴۸ جلال الدین محمد مولویاگر باشد شبی روشن کجا باشد به جای روزوگر باشد شبه تابان کجا دردانگی کردن
- غزل شمارهٔ ۱۸۵۸ جلال الدین محمد مولویچو از صافش چشیدم من مرا درداد یک دردییکی دردی گران خواری که کامل شد صفای من
- غزل شمارهٔ ۱۹۵۵ جلال الدین محمد مولویبی محابا درده ای ساقی مدام اندر مدامتا نماند هوشیاری عاقلی اندر جهان
- غزل شمارهٔ ۲۰۳۳ جلال الدین محمد مولویجانا نخست ما را مرد مدام گردانوآنگه مدام درده ما را مدام گردان
