جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۸٬۱۷۹ نتیجه برای «جز» · صفحهٔ ۴۰۹ از ۶۸۲
- قصیدهٔ شمارهٔ ۲۶۶ ناصرخسرو قبادیانیتوی که جز تو نپنداشت با بصارت خویشعفیفه مریم مر پور خویش را پدری
- بخش ۵۲ - صف چهلم ناصرخسرو قبادیانی… اندرون فلک است و فلک محیط است بطبایع، احاطتی طبیعی و ما دانیم که نفس جزئی که امروز اندر زمان است و چو مر این جسد را بیفکند بوهم و فراموش کندش او بحیزی هیولانی و حسی نماند، و هیچ چیز با جوهر او نماند مگر علم محض و چون نف …
- گفتار پنجاه و یکم ناصرخسرو قبادیانی… معنی آنست که مرین شدت و نادانی را گردانیدن ما را طاقت نیست مگر بصاحب جزیرت من که مرو را اندر زمین محل خداوند تاویل است که صفت او عظیم است بتائید خداوند زمان علیه السلام که او را اندر زمان خویش محل خداوند دور است که صفت …
- بخش ۳۰ - اندر کل و جزو ناصرخسرو قبادیانیوجود کل روا هست و جزو او معدوم؟اگر رواست ابا حجتی بمن بسپار
- گفتار پنجاهم ناصرخسرو قبادیانی… آراسته دارد و بداند که نماز بی صلوه روا نیست و معنیش آنست که دعوت حق جز بمتابعت فرزندان رسول که امامان حق اند روا نیست و صلوه را که بزبان بگوید معنیش را بداند که آن سپس رفتن باشد مر فرمان ناطق را و اطاعت اساس و امام و ح …
- بخش ۳۰ - صف بیست و دوم ناصرخسرو قبادیانی… طاعت نماز است به شکها متفاوت از ایستادن و خسبیدن و سر بر زمین نهادن و جز آن، و یک طاعت روزه است که طعام و شراب ناخوردن است و جماع ناکردن به روز، و یک طاعت به مکه شدنست به زیارت خانه سنگین، و این همه چیزهای مخالف است، چنا …
- بخش ۵۵ - صف چهل و سوم ناصرخسرو قبادیانی… شخص بسیارگونهاست، و هر نوعی از نفسها اندر نوع جسد خویش شود، و آن مردم جز اندر جسدهای مردم نشود، و آن ستوران جز اندر ستور نشود، و هم برین مثال هر روانی اندر تنی شود که در خور او باشد و قول افلاطون چنانست که گوید روانهای ب …
- شمارهٔ ۲۴ - در تحسر و تالم از مرگ کافی الدین عمربن عثمان عموی خود گوید خاقانی شروانیجز ناله کسی همدم من نیست ز مردمجز سایه کسی همره من نیست ز اصحاب
- شمارهٔ ۱۰۹ - مطلع سوم خاقانی شروانینیست ز انصاف تو در همه عالم کنونجز تن گل پر ز خون، جز دل لاله فکار
- شمارهٔ ۱۵۵ - در شکایت و عزلت و تخلص به نعت پیامبر بزرگوار خاقانی شروانینشاید بردن انده جز به اندوهنشاید کوفت آهن جز به آهن
- شمارهٔ ۱۷۸ - مطلع دوم خاقانی شروانیدر غمت ای زود سیر تشنهٔ دیرینهامتشنه به جز من که دید آبخورش آتشین
- قصیدهٔ شمارهٔ ۷ - در ستایش میرمیران وحشی بافقیتا هر چه جز خداست بود جوهر و عرضوز حکم عقل نسبت ایشان مقرر است
