جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۷۵۸ نتیجه برای «گل» با فیلتر سایر قالبها · صفحهٔ ۴۲ از ۶۴
- شمارهٔ ۱ - مجلس اول سعدی شیرازی… ت وطن ساخته و از بهر چند روزه مقام و مسکنی پرداخته. بلبل شب و روز گرد گلستان در پرواز آمده و بربطِ نغماتِ دلفریب در ساز آورده. مور به جمع نفحات لیل و نهار مشغول گشته، و هزاردستان در چمن باغ به آواز خویش غره شده. بلبل با …
- یازدهم جلال الدین محمد مولویبیا، که باز جانها را شهنشه باز میخواندبیا، که گله را چوپان بسوی دشت میراند
- بخش ۳۰ - خردنامه ارسطو نظامی گنجویز خرما به دستی بوَد تا به خارکه این گلشکر باشد آن ناگوار
- شمارهٔ ۵ - در مدح خاقان کبیر جلال الدین ابو المظفر شروان شاه خاقانی شروانیاز پی نوروز تا در جُل کشندزین به گلگون جهان برکرد صبح
- بخش ۴۲ - زنده رود مشکلات خود را پیش ارواح بزرگ میگوید اقبال لاهوری«امر حق» گفتند نقش باطل استزانکه او وابستهٔ آب و گل است
- شمارهٔ ۶ - در مدح جلال الدین شروان شاه اخستان خاقانی شروانیگل انصاف کار خاقانیخسک از راه دوستان برگیر
- شمارهٔ ۹ - در مرثیهٔ فرزند خود رشید الدین خاقانی شروانیدارم از چرخ تهی دو گله چندان که مپرسدو جهان پر شود ار یک گله سر باز کنم
- فصل پنجاه و چهارم - گفت قاضی عزّالدّین سلام میرساند جلال الدین محمد مولوی… ن ثنا و حمد به خود میگوید. نظیر این چنان باشد که کسی گِردِ خانهٔ خود گلستان و ریحان کارد هر باری که نظر کند گل و ریحان بیند، او دایماً در بهشت باشد. چون خو کرد به خیر گفتن مردمان چون به خیر یکی مشغول شد، آنکس محبوب وی ش …
- بخش ۸ - اندر قول ارسططا لیس ناصرخسرو قبادیانی… راست و دروغ باشد و خبر استثنا چنان باشد که کسی گوید «چو باران باشد گل باشد» و «چودود باشد آتش باشد»، یعنی اگر باران و آتش نباشد گل و دود نباشد و حکم بت آن باشد که کسی گوید «مردم دبیرست»، و مردم باشد که دبیر باشد و ن …
- بخش ۶۲ - خطاب به جاوید اقبال لاهوریعلم و فن دین و سیاست ، عقل و دلزوج زوج اندر طواف آب و گل
- فصل پانزدهم - فرمود که هرکه محبوب است خوب است جلال الدین محمد مولوی… نگوید در باطن سخن میگوید. دایماً ناطقست، بر مثال سیلاب است که در او گِل آمیخته باشد. آن آب صافی نطق اوست و آن گِل، حیوانیّت اوست. اما گل در او عارضی است. و نمیبینی این گِلها و قالبها رفتند و پوسیدند و نطق و حکایت ایشا …
- مقدمه عطار نیشابوریباب چهل و چهارم: در معانی که تعلّق به گل دارد
