جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۸٬۱۷۹ نتیجه برای «جز» · صفحهٔ ۴۲۹ از ۶۸۲
- قصیدهٔ شمارهٔ ۴۰ ناصرخسرو قبادیانیچون و چرا نتیجهٔ عقل است بیگمانچون و چرا ز جانوران جز تو را کراست؟
- قصیدهٔ شمارهٔ ۵۴ ناصرخسرو قبادیانیدانا بر من کیست جز آنها که در امتخیرالبشراند و خلف اهل عبااند؟
- قصیدهٔ شمارهٔ ۶۷ ناصرخسرو قبادیانیآن عاقلان که زیر قدم روز عز و فخرجز فرق مشتری و سر ماه نسپرند
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۳۲ ناصرخسرو قبادیانیکه دیده است هرگز چنین کاروانیکه جز قطره باری ندارد قطارش؟
- قصیدهٔ شمارهٔ ۲۳۷ ناصرخسرو قبادیانیجز به مدح آل پیغمبر سخن مگشای هیچگر همی خواهی که گوش ناصبی را کر کنی
- قصیدهٔ شمارهٔ ۲۵۰ ناصرخسرو قبادیانیهمه همواره در خورشید پیوستند و ناچارهبه کل خویش پیوندد سرانجامی هر اجزائی
- بخش ۳۶ - اندر عزم شاعر بجواب دادن سؤالات خویش ناصرخسرو قبادیانیگل خوشبوی پاکیزه است اگر چندنروید جز که در سرگین و شدیار
- بخش ۱۷ - اندر جنس و نوع ناصرخسرو قبادیانی… شخصها مختلف دیدم. از نامها ایشان پرسیدم یکی زید و یکی عمرو یکی جعفرو جز آن، وزین نامها هیچ (نام) نام یار خویش نبود. پس نامی جستم که آن نام مرین همه اشخاص را جمع کرده بود: چون آن نام را بگفتم، همه را گفته بودم. و آن نام …
- بخش ۱۱۱ - صف هشتاد و هفتم ناصرخسرو قبادیانی… ، و حاصل آن تاویل ناطق مر شریعت و کتاب را معنیها َآن بود تا به نفسهای جزیی رسد ، و آن معنیها از راه تاویل اساس همی رسد به نفسهای جزیی . پس درست شد که اساس کلید بود مر حقیقت ترکیبی و تالیفی را .
- بخش ۱۶ - صف دوازدهم ناصرخسرو قبادیانی… ف است و این را نهایت است؛ و دلیل بر آنک این عالم را نهایت است آنست که جزء هایش را نهایت است و هرچه مر جزء های او را نهایت باشد مر کل او را نهایت باشد، و زمین از جزء های این عالم است و او را نهایت است، این روی او که ما هم …
- بخش ۶۹ - صف پنجاه و هفتم ناصرخسرو قبادیانی… دیک پیشه وران پیش از آنک مرانرا پیدا آرند ، همچنانک نتوانند چیزی کردن جز آن چیزی دیگر . و آنچ ایشان آموخته باشند از صنعتها آن جز اندر نفسهای ایشان جای دیگر موجود باشد ، و هیولیها که ایشان مر آن صورتهای صنیعتی را بران هیو …
- بخش ۵۷ - صف چهل و پنجم ناصرخسرو قبادیانی… سازد باندیشه، و اندر خواب بی آلت جسدانی سخن گوید و بشنود و کار کند و جز آن و دیگر آنست که نفس مر جسد مردار را که همی زنده و کار کن دارد واجب نیاید که چیزی او مرده یی را زنده دارد و خود بذات خویش زنده نباشد، و هر که این …
