جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۳٬۶۳۸ نتیجه برای «دید» · صفحهٔ ۴۳۲ از ۱٬۱۳۷
- غزل شمارهٔ ۵۸۷ جلال الدین محمد مولویز بینایی بگردیدی مگر خواب دگر دیدیچه خوردی تو که قاروره پر از خلط رسوب آمد
- غزل شمارهٔ ۵۸۸ جلال الدین محمد مولویچو گلزار تو را دیدم چو خار و گل بروییدمچو خارم سوخت در عشقت گلم بر تو نثار آمد
- غزل شمارهٔ ۵۹۵ جلال الدین محمد مولویآن دیده کز این ایوان ایوان دگر بیندصاحب نظری باشد شیرین لقبی باشد
- غزل شمارهٔ ۵۹۶ جلال الدین محمد مولویاز شاه صلاح الدین چون دیده شود حقبیندل رو به صلاح آرد جان مشعله برباید
- غزل شمارهٔ ۶۰۰ جلال الدین محمد مولویجز صورت عشق حق هر چیز که من دیدمنیمیش دروغ آمد نیمیش دغل دارد
- غزل شمارهٔ ۶۰۱ جلال الدین محمد مولویای دل که جهان دیدی بسیار بگردیدیبنمای که را دیدی کز عشق رقم دارد
- غزل شمارهٔ ۶۰۷ جلال الدین محمد مولویچون لعل لبش دیدی یک بوسه بدزدیدیبرخیز ز لعل و کان یعنی بنمی ارزد؟!
- غزل شمارهٔ ۶۱۰ جلال الدین محمد مولویاز اشک شود ساقی این دیده من لیکنبی نرگس مخمورش خماره نخواهد شد
- غزل شمارهٔ ۶۱۲ جلال الدین محمد مولویبگذشت مه روزه عید آمد و عید آمدبگذشت شب هجران معشوق پدید آمد
- غزل شمارهٔ ۶۱۴ جلال الدین محمد مولویهر شمع گدازیده شد روشنی دیدهکان را که گداز آمد او محرم راز آمد
- غزل شمارهٔ ۶۱۵ جلال الدین محمد مولویگر چشم سرش خسپد بیسر همه چشم است اوکز دیده جان خود لوح ازلی خواند
- غزل شمارهٔ ۶۲۳ جلال الدین محمد مولویاین دیده دل دیده اشکی بد و دریا شددریاش همیگوید دریات مبارک باد
