جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۸٬۸۵۵ نتیجه برای «گه» · صفحهٔ ۴۳۳ از ۷۳۸
- غزل شمارهٔ ۳۵۱ خاقانی شروانیشبانگه آفتاب آوردی از رخمرا عهد سلیمان تازه کردی
- غزل شمارهٔ ۳۵۴ خاقانی شروانیهمه عالم آگهی شد که جفاکش توامنیَم از دل تو آگه که وفاگر منی
- غزل شمارهٔ ۳۵۷ خاقانی شروانیخاقانی اَست و جانی یکباره کشته از غمپس چون دوباره کشتی آنگه کجاش یابی
- غزل شمارهٔ ۳۵۸ خاقانی شروانیمرا به نیم کرشمه تمام کشتی و آنگهنظر ز کام دل من تمام باز گرفتی
- شمارهٔ ۳۶۰ - در هجو یکی از وزرای شروانشاه خاقانی شروانیتو، مُنْکِری کِه اَز لَبِ عیسینَفَس مَنَممَن، آگَهَم کِه اَز خَرِ دَجّالدُم تویی
- غزل شمارهٔ ۳۷۸ خاقانی شروانیچون مار کنی زلفین وز پرده برون آییناگه بزنی زخمی چون کژدم و بگریزی
- غزل شمارهٔ ۳۸۷ خاقانی شروانیخاقانی را چنان مکن گمکآنگه که طلب کنی نیابی
- غزل شمارهٔ ۳۹۴ خاقانی شروانیچون بر ملک مشرق عبدِ گهر افشانیالعبد نویس از جان بر تختهٔ پیشانی
- غزل شمارهٔ ۳۹۷ خاقانی شروانیهر دل که رَخت نُزهت در باغ رویت آورددارد چراگه جان در زیر شاخ طوبی
- شمارهٔ ۲ وحشی بافقیاگر دانی چو مرغان در هوای دامگه داریز دام خود به صحرا افکنی، اول دل ما را
- شمارهٔ ۶ - وحشی بیخانمان وحشی بافقیهندوی تو گهی که برون آمد از حجازاز بهر عشر حاصل هندوستان فروخت
- شمارهٔ ۱۰ وحشی بافقیدل رام دستت شد ولی بر وی میفشان آستینترسم که ناگه رم دهی این مرغ دست آموز را
