جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۰٬۰۰۹ نتیجه برای «صد» · صفحهٔ ۴۳۵ از ۸۳۵
- بخش ۱۳ - دعوت باز بطان را از آب به صحرا جلال الدین محمد مولویزین نمط او صد بهانه باز گفتحیلهها با حکم حق نفتاد جفت
- بخش ۸۳ - شرح فایدهٔ حکایت آن شخص شتر جوینده جلال الدین محمد مولویمر تو را صدق تو طالب کرده بودمر مرا جد و طلب صدقی گشود
- فصل چهل و هفتم - الشکرُ صیدٌ و قید النعّم اِذا سمعت جلال الدین محمد مولوی… ی مبتلا کرد تا استفراغ کند و از آن پنداشت فاسد فارغ شود تا آن یک علّت صد علّت نشود وَبَلَوْنَاهُمْ بِالْحَسَنَاتِ وَالسَیئّآتِ لَعَلهُّم یَرْجِعُوْنَ یعنی رزقناهُم من حیث لایحتسبونَ وهوَ الغیب و یَتنفرُّ نَظرهم عن رؤیَةِ …
- دوازدهم جلال الدین محمد مولویآواز ده اندر عدم ای نای و نظر کنصد لیلی و مجنون و دو صد وامق و عذرا
- بخش ۱۳۴ - وسوسهای کی پادشاهزاده را پیدا شد از سبب استغنایی و کشفی کی از شاه دل او را حاصل شده بود و قصد ناشکری و سرکشی میکرد شاه را از راه الهام و سر شاه را خبر شد دلش درد کرد روح او را زخمی زد چنانک صورت شاه را خبر نبود الی آخره جلال الدین محمد مولویزین منی چون نفس زاییدن گرفتصد هزاران ژاژ خاییدن گرفت
- بخش ۱۰۹ - حکایت آن دو برادر یکی کوسه و یکی امرد در عزب خانهای خفتند شبی اتفاقا امرد خشتها بر مقعد خود انبار کرد عاقبت دباب دب آورد و آن خشتها را به حیله و نرمی از پس او برداشت کودک بیدار شد به جنگ کی این خشتها کو کجا بردی و چرا بردی او گفت تو این خشتها را چرا نهادی الی آخره جلال الدین محمد مولویآن زنان از جاهلی بر من تننداولیاشان قصد جان من کنند
- بخش ۳۷ - وحی آمدن موسی را علیه السّلام در عذر آن شبان جلال الدین محمد مولویمن ز سدرهٔ منتهی بگذشتهامصد هزاران ساله زان سو رفتهام
- بخش ۱۲۷ - دل نهادن عرب بر التماس دلبر خویش و سوگند خوردن کی درین تسلیم مرا حیلتی و امتحانی نیست جلال الدین محمد مولویصد پدر صد مادر اندر حلمِ ماهر نفس زاید در افتد در فنا
- بخش ۳۲ - تتمهٔ حسد آن حشم بر آن غلام خاص جلال الدین محمد مولویآن درختی را که تلخ و رد بودو آن درختی که یکش هفصد بود
- بخش ۱۰۷ - دیدن ایشان در قصر این قلعهٔ ذات الصور نقش روی دختر شاه چین را و بیهوش شدن هر سه و در فتنه افتادن و تفحص کردن کی این صورت کیست جلال الدین محمد مولویسایهٔ رهبر بهست از ذکر حقیک قناعت به که صد لوت و طبق
- بخش ۸۴ - سؤال کردن بهلول آن درویش را جلال الدین محمد مولویاین و صد چندینی ای صادق ولیکشرح کن این را بیان کن نیک نیک
- بخش ۲۱ - در بیان آنک لطف حق را همه کس داند و قهر حق را همه کس داند و همه از قهر حق گریزانند و به لطف حق در آویزان اما حق تعالی قهرها را در لطف پنهان کرد و لطفها را در قهر پنهان کرد نعل بازگونه و تلبیس و مکر الله بود تا اهل تمیز و ینظر به نور الله از حالیبینان و ظاهربینان جدا شوند کی لِیَبْلُوَکُمْ أَیُّکُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً جلال الدین محمد مولویجان پروانه همیدارد نداکای دریغا صد هزارم پر بدی
