جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۸٬۸۵۵ نتیجه برای «گه» · صفحهٔ ۴۴۶ از ۷۳۸
- غزل شمارهٔ ۶۳۳ جلال الدین محمد مولویآن راه زنم آمد توبه شکنم آمدوان یوسف سیمین بر ناگه به برم آمد
- غزل شمارهٔ ۶۵۱ جلال الدین محمد مولویدر هاون اقبال عنایت گهری کوفتصد دیده حق بین ز دل کور برآمد
- غزل شمارهٔ ۷۰۳ جلال الدین محمد مولویبس کن هر چند تا قیامتاین بحر گهر دهد نترسد
- غزل شمارهٔ ۷۲۸ جلال الدین محمد مولویاز زمین کالبد برزن سری وانگه ببینکو تو را بر آسمان بر میکشد یا میکشد
- غزل شمارهٔ ۷۳۵ جلال الدین محمد مولویروز پیروزی و دولت در شب ما درج بودشب ز اخوان صفا ناگه چنین روزی بزاد
- غزل شمارهٔ ۷۳۸ جلال الدین محمد مولویعیسی و موسی که باشد چاوشان درگهشجبرئیل اندر فسونش سحر مطلق میزند
- غزل شمارهٔ ۷۵۹ جلال الدین محمد مولویسر من مست جمالت دل من دام خیالتگهر دیده نثار کف دریای تو دارد
- غزل شمارهٔ ۷۷۹ جلال الدین محمد مولویآستینم ز گهرهای نهانی پر دارآستینی که بسی اشک از این دیده سترد
- غزل شمارهٔ ۷۹۵ جلال الدین محمد مولویبره و خوشه گردون ز برای خورش استتا ز خرمنگه آن ماه عطایی برسد
- غزل شمارهٔ ۸۳۳ جلال الدین محمد مولویدیده تر دار تو جان را هر دمنگهش دار ز دام قد و خد
- غزل شمارهٔ ۸۴۰ جلال الدین محمد مولویچون اژدهاست قالب لب را نهاده بر لبکو خورد عالمی را وانگه همان عصا شد
- غزل شمارهٔ ۸۷۸ جلال الدین محمد مولویبرکن تو جامهها و در آب حیات روتا پارههای خاک تو لعل و گهر دهد
