جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۳٬۶۳۸ نتیجه برای «دید» · صفحهٔ ۴۶ از ۱٬۱۳۷
- غزل شمارهٔ ۱۲۸۶ جلال الدین محمد مولویبه بر گرفت رباب و ز سر نهاد کلهز دست رفت دل من چو دید سر بازش
- غزل شمارهٔ ۱۲۹۲ جلال الدین محمد مولویاین ترشی در چه و زندان بوددید کسی باغ و تماشا ترش؟
- غزل شمارهٔ ۱۳۳۰ جلال الدین محمد مولویتو گویی که بیدست و شیشه که دیدشراب دلارام و بَگْنی و بنگ
- غزل شمارهٔ ۱۳۳۲ جلال الدین محمد مولویعقل چو این دید برون جست و رفتبا دل دیوانه که کردست جنگ
- غزل شمارهٔ ۱۴۵۲ جلال الدین محمد مولویآن ساقی بایستم چون دید که سرمستمبگرفت سر دستم بوسید رخ زردم
- غزل شمارهٔ ۱۶۸۸ جلال الدین محمد مولویمادر چو داغ عشقت می دید در رخ مننافم بر آن برید او آن دم که من بزادم
- غزل شمارهٔ ۱۷۷۳ جلال الدین محمد مولویپارْ دل پاره رفوی تو دیدبر طمع دولت پار آمدیم
- غزل شمارهٔ ۱۸۳۱ جلال الدین محمد مولویسِر هزارساله را مستم و فاش میکنمخواه ببند دیده را خواه گُشا و خوش ببین
- غزل شمارهٔ ۱۸۳۴ جلال الدین محمد مولویعید نمای عید را ای تو هلال عید منگوش بمال ماه را ای مه ناپدید من
- غزل شمارهٔ ۱۹۵۵ جلال الدین محمد مولویعیب بینی از چه خیزد خیزد از عقل ملولتشنه هرگز عیب داند دید در آب روان
- غزل شمارهٔ ۱۹۶۵ جلال الدین محمد مولویهر بصر کو دید او را پس به غیرش بنگریدسنگسارش کرد می باید که ارزانی است آن
- غزل شمارهٔ ۱۹۸۳ جلال الدین محمد مولویچو مرا بر سر پا دید به سر کرد اشارتکه رسید آنچ تو خواهی هله ایمن شو و بنشین
