جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۳٬۶۳۸ نتیجه برای «دید» · صفحهٔ ۴۶۴ از ۱٬۱۳۷
- غزل شمارهٔ ۲۷۸۸ جلال الدین محمد مولوینقش تو نادیده و یک یک حکایت میکندچون مسیح از نور مریم روح در گهوارهای
- غزل شمارهٔ ۲۷۹۱ جلال الدین محمد مولویدیده نامحرمان گردیده بودی عشق راخود طناب خیمههای جمله بر دریاستی
- غزل شمارهٔ ۲۸۰۵ جلال الدین محمد مولویباده دزدید از لبان دلبر من یک صفتلاجرم در عشق آن لب جان شده میخوارهای
- غزل شمارهٔ ۲۸۰۶ جلال الدین محمد مولویچشم مرده وام کرده جان ز بهر عشق اوز آنک در دیده بدیده جان از آن سر پایهای
- غزل شمارهٔ ۲۸۰۹ جلال الدین محمد مولویمیکشید آن بو مرا تا جانب مطبخ شدممطبخی پرنور دیدم مطبخی نورانیی
- غزل شمارهٔ ۲۸۱۰ جلال الدین محمد مولویای بداده دیدههای خلق را حیرانییوی ز لشکرهای عشقت هر طرف ویرانیی
- غزل شمارهٔ ۲۸۱۸ جلال الدین محمد مولویهمه را گوش بگیری شنوایی برسانیهمه را چشم گشایی و به دیدار فریبی
- غزل شمارهٔ ۲۸۲۲ جلال الدین محمد مولویبه عدم درنگریدم عدد ذره بدیدمبه پر عشق تو پران برهیده ز زحیری
- غزل شمارهٔ ۲۸۲۵ جلال الدین محمد مولویچو من این وصل بدیدم همه آفاق دویدمطلبیدم نشنیدم که چه بد نام جدایی
- غزل شمارهٔ ۲۸۲۶ جلال الدین محمد مولویچو من این وصل بدیدم همه آفاق دویدمطلبیدم نشنیدم که چه بد نام جدایی
- غزل شمارهٔ ۲۸۲۹ جلال الدین محمد مولویز کسی است ترس لابد که ز خود کسی نترسدهمه را مخوف دیدی جز از این همهست باری
- غزل شمارهٔ ۲۸۳۷ جلال الدین محمد مولویبنگر به نور دیده که زند بر آسمانهابه کسی که نور دادش بنمای آشنایی
