جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۶٬۰۳۹ نتیجه برای «آید» · صفحهٔ ۴۷۷ از ۵۰۴
- بخش ۹۲ - حکایت اعرابی که در معامله احسان و کرم بدره دینار و درم مهمانان به تخویف از زخم نیزه باز پس گردانید جامیگفت حاشا که ز پس مانده دوشدیگ جود آیدم امروز به جوش
- بخش ۳۳ - گفتار در بیان آنکه پادشاهان را از دو کس گریز نیست عالمی که کار دین وی سازد و وزیری که کار دنیای وی پردازد جامیهرچه پیش آیدش چه تلخ و چه شورنکند هیچ فرق چون بط کور
- بخش ۱۳ - سؤال پسر صاحب جمال از پدر صاحب کمال و جواب وی از آن سؤال جامیچون نهم ز آستانه بیرون پایشور و غوغا برآید از همه جای
- بخش ۱۶۴ - در بیان آنکه هر چیزی را که با معشوق در اموری مشابهت باشد به قدر مشابهت عاشق را به او میل افتد جامیمه برآید به سوی او نگردحسن و خوبی روی او شمرد
- غزل شمارهٔ ۹۰ بیدل دهلویمحیط شرم اگرآید به موج ناز شوخیهانگه خواباندن مژگان بود چشم حبابش را
- غزل شمارهٔ ۱۳۱ بیدل دهلوینفسگر همه موجگوهر برآید ز دستگسستن نگیرد عنان را
- غزل شمارهٔ ۴۲۴ بیدل دهلویگر برآید ازصدفگوهر اسیر رشته استخانه و غربت دل آگاه را دام بلاست
- غزل شمارهٔ ۹۹۸ بیدل دهلویصلای عام میآید بهگوش از ساز این محفلقدح بحرکدا چیدهست و جام از بهر جم دارد
- غزل شمارهٔ ۱۲۰۵ بیدل دهلویبا ناله چرا این همه از پای درآیدگر کوه ز تمکین کمری داشته باشد
- غزل شمارهٔ ۱۳۰۲ بیدل دهلویگر حسرت هوسکیش بازآید از فضولیکلفت کراست هر چند گل در چمن نماند
- غزل شمارهٔ ۱۴۵۲ بیدل دهلویاین بلند و پست کز گرد نفس گل کرده استتا کسی از خود برآید نردبانی میکند
- غزل شمارهٔ ۱۶۵۷ بیدل دهلویواعظ به اوج معنی گر راه شرم داردباید ز خود برآید بر پایههای منبر
