جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۷٬۳۳۲ نتیجه برای «چند» · صفحهٔ ۴۹۰ از ۶۱۱
- غزل شمارهٔ ۴۲ عبید زاکانیچندان که عجز حال بر او عرضه میکنمدر وی به هیچ نوع سرایت نمیکند
- غزل شمارهٔ ۵۵ عبید زاکانینفس کافر سالها کوشید و چندان کازمودترک معشوق و می و زنار نتوانست کرد
- غزل شمارهٔ ۹۱ عبید زاکانیدر حسرتم تا یکزمان باشدکه روزی گرددمکز دور چندان بینمش کورا توان بشناختن
- بخش ۱۶ - حران ناصرخسرو قبادیانی… ما با کاروان به راه آبادانی شدیم. صحرایی به غایت هموار بود، الا آنکه چندان سنگ بود که ستور البته هیچ گام بی سنگ ننهادی.
- بخش ۸ - بقال خرزویل ناصرخسرو قبادیانیگفت: هرچه باشد ما را شاید که غریبیم و برگذر و چندانکه از مأکولات بر شمارد،گفت: ندارم. بعد از آن هر کجا کسی از این نوع سخن گفتی، گفتمی بقال خرزویل است.
- بخش ۱۷ - قرول و مرد عرب شصت ساله ناصرخسرو قبادیانی… ت که اندر سوره «تبت» «حمالة الحطب» گفته است نه «نقالة الحطب». و آن شب چندانکه با وی بازگفتم سوره «قل اعوذ برب الناس» یاد نتوانست گرفتن، مردی عرب شصت ساله.
- بخش ۸۱ - امیران پارسی بصره ناصرخسرو قبادیانی… از صراف خط بستدی و هرچه بایستی بخریدی و بهای آن بر صراف حواله کردی و چندان که در آن شهر بودی بیرون از خط صراف چیزی ندادی.
- شمارهٔ ۴۹ خاقانی شروانیمقعد چندین هزار ساله عجوزیبکر کجا ماند این چه نادره حال است
- شمارهٔ ۸۶ - در رثاء امام شهاب الدین خاقانی شروانیای دریغ ای دریغ چندان رفتکآسمان پر خروش میبشود
- شمارهٔ ۸۷ - در رثاء امام شهاب الدین ابوالفضائل شروانی خاقانی شروانیای دریغ ای دریغ چندان رفتکآسمان پرخروش می بشود
- غزل شمارهٔ ۹۷ خاقانی شروانیزر خواستهٔ جهودم ار دارمچندان که به آفتاب درگردد
- غزل شمارهٔ ۱۱۶ خاقانی شروانیگریه بهانه سازی تا روی خود ببینیآئینه با رخ تو چندان چه کار دارد
