جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۲٬۳۸۸ نتیجه برای «بد» · صفحهٔ ۴۹۶ از ۱٬۰۳۳
- غزل شمارهٔ ۲۳۴۱ جلال الدین محمد مولویوگر کاهل بود قوال عارفبدو ده خرقه و دستار برجه
- غزل شمارهٔ ۲۳۴۳ جلال الدین محمد مولویتو پاره میکنی و هم بدوزیکه دل آن به که باشد پاره پاره
- غزل شمارهٔ ۲۳۴۴ جلال الدین محمد مولویبدان مه ره برد آن کس که آیددر این مه خوش به خرمنگاه روزه
- غزل شمارهٔ ۲۳۴۵ جلال الدین محمد مولویبدیدی دانه و خرمن ندیدیبدین حالند موران خانه خانه
- غزل شمارهٔ ۲۳۵۳ جلال الدین محمد مولویمیراند سوی شهر تبریزجان چون شتر و بدن قلاده
- غزل شمارهٔ ۲۳۵۷ جلال الدین محمد مولویچون صبر بدید آن هزیمتاو نیز بجست یک سواره
- غزل شمارهٔ ۲۳۵۹ جلال الدین محمد مولویاز آتش عشق نردبان سازبر گنبد چرخ نردبان نه
- غزل شمارهٔ ۲۳۶۳ جلال الدین محمد مولویکفر را سرمه کشیده تا بدیده کفر نیزشاهد دین را میان مؤمنان برخاسته
- غزل شمارهٔ ۲۳۶۵ جلال الدین محمد مولویهدهدان اندر قفس چون زان سلیمان خوش شدندراه پریدن نبد تا در وطن پا کوفته
- غزل شمارهٔ ۲۳۶۷ جلال الدین محمد مولویچونک کردم رو به بالا من بدیدم یک مهیفتنه خورشید گشته آفت گردون شده
- غزل شمارهٔ ۲۳۶۸ جلال الدین محمد مولویای به میدانهای وحدت گوی شاهی باختهجمله را عریان بدیده کس تو را نشناخته
- غزل شمارهٔ ۲۳۷۲ جلال الدین محمد مولویچو رخ شاه بدیدی برو از خانه چو بیدقرخ خورشید چو دیدی هله گم شو چو ستاره
