جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۲٬۳۸۸ نتیجه برای «بد» · صفحهٔ ۴۹۹ از ۱٬۰۳۳
- غزل شمارهٔ ۲۴۶۹ جلال الدین محمد مولویآن سر زلف سرکشت گفته مرا که شب خوشتزین سفر چو آتشت کی تو بدین وطن رسی
- غزل شمارهٔ ۲۴۷۲ جلال الدین محمد مولویسلسلهای گشادهای دام ابد نهادهایبند که سخت میکنی بند که باز میکنی
- غزل شمارهٔ ۲۴۸۱ جلال الدین محمد مولویبا همگان فضولکی چون که به ما ملولکیرو که بدین عاشقی سخت عظیم گولکی
- غزل شمارهٔ ۲۴۸۳ جلال الدین محمد مولویعقل و خرد فقیر تو پرورشش ز شیر توچون نشود ز تیر تو آنک بدو کمان دهی
- غزل شمارهٔ ۲۴۸۴ جلال الدین محمد مولویگر قدحش بدیدیی چون قدحش پریدییوز کف جام بخش او از کف خود برستیی
- غزل شمارهٔ ۲۴۸۷ جلال الدین محمد مولویشعله آفتاب را بر که و بر زمین است رنگنیست بدید در هوا از لطف و طهارتی
- غزل شمارهٔ ۲۴۸۸ جلال الدین محمد مولویچاشنی خیال تو میبدرد دل مراای غم او چو شکری ای دل من چو کاغدی
- غزل شمارهٔ ۲۴۹۰ جلال الدین محمد مولویبحر کرم توی مرا از کف خود بده نواباغ ارم توی مها بر بر من بزن بری
- غزل شمارهٔ ۲۴۹۳ جلال الدین محمد مولویسیم قبای ماه اگر لایق کوی تو بدیمن کمرش گرفتمی سوی تواش کشانمی
- غزل شمارهٔ ۲۴۹۶ جلال الدین محمد مولویهر چه که میدهی بده بیخبر آن کسی که اوبر تو گمان برد که تو بهر گزند میدهی
- غزل شمارهٔ ۲۵۰۳ جلال الدین محمد مولویبر این صورت چه میچفسی ز بیمعنی چه میترسیچو گوهر در بغل داری ز بدگوهر چه اندیشی
- غزل شمارهٔ ۲۵۰۴ جلال الدین محمد مولویمترس آخر نه مردی تو بجنب آخر نمردی توبده آن زر به سیمین بر چه شیرین است بیخویشی
