جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۰٬۰۰۹ نتیجه برای «صد» · صفحهٔ ۵۰۳ از ۸۳۵
- بخش ۳ - قصیده احمد بن حسن جرجانی ناصرخسرو قبادیانیمثالش وصفتش هر دو باز گوی مراکه دوستتر سوی من صد ره این زموسیقار
- شمارهٔ ۱ - در وعظ و حسن تخلص به نعت پیغمبر اکرم و تخلص به مدح ناصر الدین ابراهیم خاقانی شروانیتو را یک زخم پیکانش ز بند خود برون آردبه صد فرسنگ استقبال آ، یک زخم پیکان شو
- شمارهٔ ۴ - در مدح امام الشارع وحید الدین ابو المفاخر عثمان پسر کافی الدین عمر پسر عم و داماد خاقانی خاقانی شروانیگفتمش در صدر وصلم جای کن، گفت ای سلیمجستهام جائی سزایت آستان است آنچنان
- شمارهٔ ۱۱۴ - مطلع سوم خاقانی شروانیرکن خوی حبر شافعی توفیقرکن ری صدر بوحنیفه شعار
- شمارهٔ ۱۳۵ - در مرثیهٔ شیخ الاسلام عمدة الدین محمد بن اسعد طوسی نیشابوری شافعی معروف به حفده خاقانی شروانیشیخ الائمه عمدهٔ دین قدوهٔ هدیصدر الشریعه حجت حق مفتی انام
- بخش ۱۰۰ - ماخذهٔ یوسف صدیق صلواتالله علیه به حبس بضع سنین به سبب یاری خواستن از غیر حق و گفتن اذکرنی عند ربک مع تقریره جلال الدین محمد مولویصد چو ماهست آن عجب در یتیمکه به یک ایماء او شد مه دو نیم
- فصل سوم جلال الدین محمد مولوی… ه باشی. همچنانکه پادشاهی تو را به ده فرستاد برای کاری معین، تو رفتی و صد کار دیگر گزاردی چون آن کار را که برای آن رفته بودی نگزاردی چنان است که هیچ نگزاردی. پس آدمی در این عالم برای کاری آمدهاست و مقصود آن است، چون آن ن …
- بخش ۱۱۶ - بعد مکث ایشان متواری در بلاد چین در شهر تختگاه و بعد دراز شدن صبر بیصبر شدن آن بزرگین کی من رفتم الوداع خود را بر شاه عرضه کنم اما قدمی تنیلنی مقصودی او القی راسی کفادی ثم یا پای رساندم به مقصود و مراد یا سر بنهم همچو دل از دست آنجا و نصیحت برادران او را سود ناداشتن یا عاذل العاشقین دع فة اضلها الله کیف ترشدها الی آخره جلال الدین محمد مولویگر مرا صد بار تو گردن زنیهمچو شمعم بر فروزم روشنی
- بخش ۱۲ ابوالقاسم فردوسیبزرگان ایران ز بهر شکاربه درگاه رفتند سیصد سوار
- بخش ۸ ابوالقاسم فردوسیبه دست منوچهر بر میمنهکهیلا که صد شیر بد یک تنه
- بخش ۳ ابوالقاسم فردوسیز گردان گردنکشان صد هزاربدو داد شاه از در کارزار
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱ عطار نیشابوریگر صد هزار قرن همه خلق کایناتفکرت کنند در صفت و عزت خدا
