جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۲٬۳۸۸ نتیجه برای «بد» · صفحهٔ ۵۰۵ از ۱٬۰۳۳
- غزل شمارهٔ ۲۷۲۷ جلال الدین محمد مولویگر وسوسه ره دهی به گوشیافسرده شوی بدان ز جوشی
- غزل شمارهٔ ۲۷۲۹ جلال الدین محمد مولویاما چون جان ز جا بجنبدآغاز کنند نوحه خوانی
- غزل شمارهٔ ۲۷۳۰ جلال الدین محمد مولویناگاه بدید از سر بامبیرون ز جهان ما جهانی
- غزل شمارهٔ ۲۷۳۱ جلال الدین محمد مولویبشنیده بدم که جان جانیآنی و هزار همچنانی
- غزل شمارهٔ ۲۷۳۲ جلال الدین محمد مولویرخ بر رخ ما نهاد آن شهو آن باقی را تو خود بدانی
- غزل شمارهٔ ۲۷۴۱ جلال الدین محمد مولویرو بر سر خم آسمان صافتا درد بدی بدی به پستی
- غزل شمارهٔ ۲۷۶۰ جلال الدین محمد مولویگر آب حیات را بدانیجز آتش عشق کی گزینی؟
- غزل شمارهٔ ۲۷۶۵ جلال الدین محمد مولویچون جان برسد نه تن بجنبدجان آمد از لحد برآیی
- غزل شمارهٔ ۲۷۶۷ جلال الدین محمد مولویبرخیز که ما و تو چو جانیموز رازک همدگر بدانیم
- غزل شمارهٔ ۲۷۷۴ جلال الدین محمد مولویای که از الا تو لافیدی بدین زفتی مباشچشمها را پاک کن بنگر که هم در لاستی
- غزل شمارهٔ ۲۷۷۵ جلال الدین محمد مولویبیخودی را چون بدانی سروری کاسد شودای سری و سروریها خاک پای بیخودی
- غزل شمارهٔ ۲۷۷۷ جلال الدین محمد مولویشاد آن صبحی که جان را چاره آموزی کنیچاره او یابد که تُش بیچارگی روزی کنی
