جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۲٬۳۸۸ نتیجه برای «بد» · صفحهٔ ۵۰۶ از ۱٬۰۳۳
- غزل شمارهٔ ۲۷۸۲ جلال الدین محمد مولویآفتاب و ماه را خود کی بدی زهره شعاعگر نه در رشک خدا سیماش پنهانیستی
- غزل شمارهٔ ۲۷۸۵ جلال الدین محمد مولویگر نه موج عشق شمس الدین تبریزی بدیکو مرا بر میکشد در قعر دریا بودمی
- غزل شمارهٔ ۲۷۸۶ جلال الدین محمد مولویمشرق و مغرب بدرد همچو ابر از یک دگرچون چنین خورشید از نور خدا آوردهای
- غزل شمارهٔ ۲۷۹۱ جلال الدین محمد مولویخاک باشی خواهد آن معشوق ما ور نی از اوجای هر عاشق ورای گنبد خضراستی
- غزل شمارهٔ ۲۷۹۳ جلال الدین محمد مولویاین چه چتر است این که بر ملک ابد برداشتییادآوردی جهان را ز آنک در سر داشتی
- غزل شمارهٔ ۲۸۰۳ جلال الدین محمد مولویما دوسر چون شانهایم ایرا همیزیبد به عشقدر سر زنجیر زلفش شانه دیوانگی
- غزل شمارهٔ ۲۸۰۴ جلال الدین محمد مولویمنگر اندر شور و بدمستی من ای نیک عهدبنگر آخر در میی کاندر سرم میافکنی
- غزل شمارهٔ ۲۸۰۶ جلال الدین محمد مولویچشم مرده وام کرده جان ز بهر عشق اوز آنک در دیده بدیده جان از آن سر پایهای
- غزل شمارهٔ ۲۸۱۰ جلال الدین محمد مولویای بداده دیدههای خلق را حیرانییوی ز لشکرهای عشقت هر طرف ویرانیی
- غزل شمارهٔ ۲۸۱۵ جلال الدین محمد مولویتو نه آن بدر کمالی که دهی نور و نگیریبستان نور چو سائل که تو امروز هلالی
- غزل شمارهٔ ۲۸۱۸ جلال الدین محمد مولویدل آشفته نگیری خرد خفته نگیریتو بدان نرگس خفته همه بیدار فریبی
- غزل شمارهٔ ۲۸۲۲ جلال الدین محمد مولویتو از آن شهر نهانی که بدان شهر کشانینشوی غره به چیزی نه ز کس عذر پذیری
