جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۷٬۷۶۱ نتیجه برای «آمد» · صفحهٔ ۵۲ از ۶۴۷
- شمارهٔ ۱۰۸ - مطلع دوم خاقانی شروانیبهر صبوح از درم مست در آمد نگارغالیه برده پگاه بر گل سوری بکار
- شمارهٔ ۲۲۰ خاقانی شروانیروز عمر آمد به پیشین ای دریغکار بر نامد به آئین ای دریغ
- غزل شمارهٔ ۲۸۳ خاقانی شروانیاز عشق دوست بین که چه آمد به روی منکز غم مرا بکشت و نیازرد موی من
- غزل شمارهٔ ۳۵۷ خاقانی شروانیبانگ آمد از قِنینه کهآباد بر خرابیدریاب کار عشرت گر مرد کار آبی
- غزل شمارهٔ ۳۵۸ خاقانی شروانیدلم که مرغ تو آمد به دام باز گرفتینه خاک تو شدم از من چه گام باز گرفتی
- شمارهٔ ۹۳ وحشی بافقیبردری ز آمد شد بسیار آزاریم هستگر خدا صبری دهد اندیشه کاریم هست
- شمارهٔ ۱۷۰ وحشی بافقیملک دل را سپه ناز به یغما آمددیده را مژده که هنگام تماشا آمد
- شمارهٔ ۲۰۹ وحشی بافقیجنونی داشتم زین پیش بازم آن جنون آمدمرا تا چون برون آرد که پر غوغا درون آمد
- حکایت شمارهٔ ۱ سعدی شیرازیبا طایفه دانشمندان در جامع دمشق بحثی همیکردم که جوانی در آمد و گفت: در این میان کسی هست که زبان پارسی بداند؟
- حکایت شمارهٔ ۳ سعدی شیرازییکی از فضلا تعلیم ملکزادهای همیداد و ضرب بیمحابا زدی و زجر بیقیاس کردی. باری پسر از بیطاقتی شکایت پیش پدر برد و جامه از تن دردمند برداشت. پدر را دل به هم بر آمد.
- حکایت شمارهٔ ۹ سعدی شیرازییکی از صُلَحایِ لبنان که مَقاماتِ او در دیارِ عرب مذکور بود و کرامات مشهور، به جامعِ دِمشق در آمد و بر کنار بِرکهٔ کَلّاسه طهارت همیساخت؛ پایش بلغزید و به حوض در افتاد و به مشقّت از آن جایگه خلاص یافت.
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵ - برگشت به شیراز سعدی شیرازیسعدی اینک به قدم رفت و به سر باز آمدمُفتیِ ملت اصحاب نظر باز آمد
