جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۷٬۳۳۲ نتیجه برای «چند» · صفحهٔ ۵۲۱ از ۶۱۱
- بخش ۳۴ - حکایت آن قاضی غریب که پادشاه بر وی غضب کرد و گفت که خانه اش را به غارت از هر چه دارد بپردازند و خایه اش را بیرون کرده خصی سازند جامیبه سر برد یکچند مشغول کارز ناگه بر او تیره شد روزگار
- بخش ۵۰ - حکایت آن حکیم دریا دل ساحل گرد که غریقی را به کمند نصیحت از گرداب اندوه بیرون آورد جامیگفت چندین به دل اندوه که چهکم ز کاهی غم چون کوه که چه
- بخش ۴۴ - قصه آن طبیب که آفت رسیده ای را بی وجود اسباب معالجه کرد جامیکرد چندان که زور راست نشدپشت او آنچنان که خواست نشد
- قصیدهٔ شمارهٔ ۳۵ پروین اعتصامیگرت ایدوست بود دیدهٔ روشن بینبجهان گذران تکیه مکن چندین
- شمارهٔ ۶۲ - دو همراز پروین اعتصامیهزار رشته، برین کارگاه میپیچندولی چه سود، که هر دیده بهر دیدن نیست
- شمارهٔ ۱۱۷ - کودک آرزومند پروین اعتصامیدی، مرغکی بمادر خود گفت، تا بچندمانیم ما همیشه بتاریک خانهای
- غزل شمارهٔ ۳ بیدل دهلوی آخر ازخودرفتنم، راهی به فهمِ ناز برد سوختم چندانکه با خویِ توگشتم آشنا
- غزل شمارهٔ ۴۳ بیدل دهلویبه گردشخانهٔ چرخیم حیران دانهٔ چندیغبار ما مگر بیرون برد زین آسیا ما را
- غزل شمارهٔ ۶۵ بیدل دهلوینگین شهرتی میخواست اقبال جنون منز چندین کوه کردم منتخب سنگ ملامت را
- غزل شمارهٔ ۷۶ بیدل دهلویبه همواری طریق صلح را چندی غنیمتدانز چنگ سبحه بر زنار پیچیدهست دین خود را
- غزل شمارهٔ ۱۲۶ بیدل دهلویضعیفی تهمت چندین تعلق بست بر حالمز پا افتادگی یک عالم اسباب است شبنم را
- غزل شمارهٔ ۱۳۵ بیدل دهلویهرچند گرانی بوَد اسباب جهان راتحریک زبان نیشتر است این رگ جان را
